به نام خداوند همه مِهر مِهروَرز

در ضمن مجلس بیست و‌ هفتم مبحث جامع فدک


علّت بعثت پیامبر صَلَّى‌اللَّهُ‌عَلَیهِ‌وَآلِهِ

حضرت زهرا عَلَیهِاالسَّلَامُ در ادامه بیانات خویش پیرامون آفرینش پیغمبر اکرم صَلَّى‌اللَّهُ‌عَلَیهِ‌وَآلِهِ می‌فرمایند:
اِبْتَعَثَهُ اللّهُ اِتْماماً لِأَمْرِهِ
خدای ایشان را برای اتمام فرمان خویش مبعوث کرد
زیرا خدا خلق کرده است پس باید فرمانش کامل شود و اتمام آن با بعثت رسول خاتم صَلَّى‌اللَّهُ‌عَلَیهِ‌وَآلِهِ است.
وَ عَزِيمَةً عَلى اِمْضاءِ حُكْمِهِ
و به جهت تصمیمی که خدا گرفته است تا حُکمش را نافذ و گذرا کند
"اِمْضاء" به معنای گذرا کردن است. این‌که گفته می‌شود نامه یا دستور را امضاء کن، یعنی آن را گذرا و حتمی کن. "عَزِيمَةً" هم به معنی تصمیم قطعی است. به واجبات نیز عزائم گفته می‌شود. پیامبران اولوالعزم هم کسانی بوده‌اند که هر کدام واجبات و احکامی غیر از دیگران داشته‌اند.
وَ اِنْفاذاً لِمَقادِيرِ حَتْمِهِ
"مَقادِيرِ" جمع مقدور به معنی شدنی‌ها است. یعنی کارهایی هستند که در علم خداوند گذشته و حتماً‌ می‌خواهد انجام ‌شود. یک‌سری کارها نیز به بشر مختار واگذار شده است. برخی از مواقع نیز در أثر اعمال ما، بَداء حاصل می‌شود، یعنی یک کاری که قرار بوده انجام شود، نسخ می‌شود. حضرت زهرا عَلَیهِاالسَّلَامُ می‌فرمایند: خداوند پیغمبر صَلَّى‌اللَّهُ‌عَلَیهِ‌وَآلِهِ را مبعوث کرد تا کارهایی را که حتمی دستور داده است، انجام شود. از جمله کارهای حتمی این بوده است که مثلاً پیغمبر صَلَّى‌اللَّهُ‌عَلَیهِ‌وَآلِهِ قرآن بیاورند، مردم را به عمل به قرآن و اسلام واقعی دعوت کند، مردم را به سوی تقوا ببرند و به آن‌ها بفرمایند که این امور را باید انجام دهید.
وَ اِنْفاذاً لِمَقادِيرِ حَتْمِهِ
یعنی مقدورات حتمی را نافذ کند و به نفوذ برساند. مثل این‌که خداوند قرآن را بفرست و بفرماید تا قیامِ قیامت، این قانون شما است. یا مثلاً‌ این‌که آخرین جای‌نشین این پیغمبر تشکیل حکومت جهانی عدل می‌دهد، این‌ها شدنی‌ها است. بنابراین حضرت زهرا عَلَیهِاالسَّلَامُ می‌فرمایند: خداوند پیغمبر اکرم صَلَّى‌اللَّهُ‌عَلَیهِ‌وَآلِهِ را برای اتمام أمر و امضاء حُکم و انفاذ مقدورات حتمی مبعوث کرد. سپس فرمودند:
فَرَأَى الْأُمَمَ فِرَقاً فى اَدْيانِها
پس امّت‌ها را متفرق در ادیان‌شان دید
واژه‌ی "رَأَى" هم می‌شود به خدا بَرگردد و هم به پیغمبر اکرم صَلَّى‌اللَّهُ‌عَلَیهِ‌وَآلِهِ؛ یعنی خداوند بعد از این‌که خلق کرد،‌ دید که مردم در ادیان خودشان متفرق هستند.
عُكَّفاً عَلى نِيرانِها
افراد گِرد آتش کفر و شِرک می‌چرخند 
این آتش حتماً فیزیکی نیست بلکه می‌تواند آتش شِرک و اختلاف و بُت‌پرستی باشد. "عُكَّف" جمع عاکف است. معتکف به شخصی گفته‌ می‌شود که برای عبادت در یک‌جا باشد یا بچرخد. مانند ایام اعتکاف ماه رجب که روزهای سیزدهم، چهاردهم و پانزدهم ماه است.
عابِدَةً لاَوْثانِها
عبادت کننده‌ی بت‌ها
"وثن" به معنی بت‌ها و مخلوقات خود اُمم هست.

مردم فطرتاً خداشناس هستند

در این‌جا حضرت زهرا عَلَیهِاالسَّلَامُ یک جمله‌ی فوق‌العاده‌ فرموده‌اند:
مُنْكِرَةً للّهِ مَعَ عِرْفانِها
با این‌که خداشناس هستند، خدا را انکار می‌کنند
یعنی با این‌که این اُمم فطرتاً خدا را می‌شناسند امّا در عمل و رفتار منکر خدا هستند. در قرآن نیز داریم:
فَلَمَّا جاءَتْهُمْ آياتُنا مُبْصِرَةً قالُوا هذا سِحْرٌ مُبين‏ * وَ جَحَدُوا بِها وَ اسْتَيْقَنَتْها أَنْفُسُهُمْ ظُلْماً وَ عُلُوًّا[1]
یعنی زمانی که آیات ما آمد که باعث بصیرت و فهم هم بود، گفتند: این‌ سحرهای آشکار است. آیات یعنی نشانه‌های حقّانیّت وجود خدا که شامل معجزات و کتب انبیاء می‌باشد. انکار آیات خدا کردند یعنی خود خدا را انکار کردند در حالی که نفس‌ و درون‌شان به آن‌ آیات یقین داشت امّا به دلیل ظلم و برتری‌ طلبی و مقام‌خواهی انکار کردند. این آیه و جمله‌ی حضرت زهرا عَلَیهِاالسَّلَامُ نشان می‌دهد که مردم از نظر فطرت، خداشناس و خدا خواه هستند.
حال اگر سؤال شود ما چه کاری باید انجام دهیم که نشانه بودن جهان و حقایق توحید را انکار نکنیم تا منجر به انکار خداوند توسط ما شود؟ در پاسخ گفته می‌گوییم: باید چشمان را پاک و افکار را زلال نگه‌ داریم و این أمر فقط در أثر پرهیز از گناه، عمل به واجبات و ترک محرّمات امکان پذیر است و در امروزِ روز بعد از عمل به واجبات فردی، بالاترین واجب این است که تبلیغ توحیدِ قرآن، امیرالمؤمنین عَلَیهِ‌السَّلَامُ و حضرت زهرا عَلَیهِاالسَّلَامُ را داشته باشیم.
 
وَالْحَمْدُ للَّهِ رَبِّ الْعالَمینَ



[1] النمل (27) آیات 13 و 14
ترجمه: و هنگامى كه آيات روشن‌گر ما به سوي‌شان آمد گفتند: «اين سحرى آشكار است.» * و با آن‌كه دل‌های‌‌شان بدان يقين داشت، از روى ظلم و تكبّر آن را انكار كردند. پس ببين فرجام فسادگران چگونه بود.