به نام خداوند همه مِهر مِهر وَرز



استدلال هاى اخلاقى- وجدانى

با توجه به اينكه غاصبين و طرفدارانشان از قبل تصميم خود را گرفته بودند و بنا نبود سخن حقى كه به استناد اعتقاد يا قانون مطرح مى‏ شود پذيرفته شود، لذا حضرت در كنار دو جنبه ‏ى عقيدتى و حقوقى كه درباره‏ ى فدك مطرح مى‏ كردند، با استفاده از ضربه‏ هاى اخلاقى و وجدانى كه بنام انسانيت هر بشرى خود را بدان مقيد مى‏ داند، به مردم نهيب مى ‏زدند. شايد از اين طريق فطرت هاى نهفته‏ اى بروز كند و حقّ پايمال شده را احيا كند، و شايد وجدانى بيدار گردد و متوجه حقيقت شود. جهاتى كه در اين باره حضرت مطرح كردند در سه جنبه خلاصه مى‏ شود: مراعات مالى محترمانه. دفاع از عزيزان هر قوم. ترس از عاقبت ظلم.

مراعات مالى محترمانه

در اين مورد حضرت مى‏ خواستند مردم را متوجه كنند كه هر قومى نسبت به بزرگان خود در مسايل مالى دريغ نمى‏ كنند و در حد امكان آنچه دارند در طَبَق اخلاص تقديم او مى‏ كنند. آيا دختر پيامبرتان بعنوان يادگار پيامبر صلى الله عليه و آله چيزى از شما خواسته است؟ آيا شما به دست خود چيزى به او تقديم
كرده ‏ايد؟ اگر چنين نيست، آيا قباحت ندارد كه اهل ملل و مذاهب مختلف بشنوند كه مسلمانان به مجرد رحلت پيامبرشان حمله كردند و مختصر اموالى كه ملك شخصى دختر پيامبرشان بود از او گرفتند؟ آيا از گرسنگى مى‏ مردند كه مجبور به گرفتن اين ملك شوند؟ آيا جاى آن نبود كه به احترام عزيز پيامبر صلى الله عليه و آله مجّانى در فدك كار كنند و باغ هاى آنرا آبادتر كنند و از اين طريق افتخارى براى خود كسب كنند؟
مطالبى كه حضرت در اين باره مطرح فرمودند چنين است:

المرء يحفظ فى ولده بعده

پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «فرزندان هر كس بعد از رحلت او بايد مورد ملاحظه و توجه مردم باشند و احترام آنان حفظ شود». حضرت با اشاره به اين مطلب فرمودند: شما مى‏ دانيد جز اين يادگار پيامبر صلى الله عليه و آله چيزى در دست ما نيست. آيا واقعاً مراعات فرزندان هر كس بعد از رحلت او چنين است؟!

فدك براى نسل حضرت زهرا سلام الله علیها

پيامبر صلى الله عليه وآله هنگام تحويل فدك به حضرت زهرا عليهاالسلام تصريح كردند كه اين را براى فرزندان و نسل تو مى ‏دهم كه به مردم احتياج نداشته باشند بخصوص به مردمى كه اين چنين نسبت به اهل‏ بيت پيامبرشان اظهار محبت كردند!! وقتى فدك غصب شد حضرت زهرا عليهاالسلام فرمود: شما خوب
مى‏ دانيد كه اين فدك را پدرم براى فرزندانم به من بخشيده بود، و گويا تحمل ديدن آسايش خود و فرزندانم را نداريد؟

اگر فدك ملك تو بود...!

حضرت در خطابى به ابوبكر فرمودند: اگر اين فدك ملك تو بود و من آنرا از تو طلب مى‏ كردم بر تو لازم بود كه آنرا به من بدهى! اكنون كه ملك من است
مى‏ خواهى از من بگيرى؟!

فقط فدك را داشتيم!

در مواردى اميرالمؤمنين عليه ‏السلام به اين مطلب اشاره كرده ‏اند كه مگر ما چند مورد ملك و مال دنيا داشتيم كه شما اين يكى را غصب كرديد تا بقيه براى ما بماند؟! آيا اين زشت نيست كه در زير آسمان فقط يك فدك از آن ما بود، و گويا چشمان بخيل شما همگى به آن دوخته بود كه آنرا هم از ما بگيريد و خيالتان راحت شود؟!

دفاع از عزيزان هر قوم

بين هر قوم و ملتى احترام به عزيزانشان كه مورد توجه عمومى هستند الزامى است و اگر كسى كوچكترين اهانتى به آن مقام نمايد همه خود را موظف به دفاع
مى‏ دانند. تعجب حضرت زهرا عليهاالسلام از اين همه قدردانى و احترام نسبت به تنها يادگار پيامبر و عزيزترين مردم نزد آن حضرت بود كه واقعاً چه محبتى
مى‏ كردند و چگونه درياهاى عطوفت خود را نسبت به او نشان مى‏ دادند!!! مطالبى كه در اين باره حضرت فرموده ‏اند چنين است:

بى‏ اعتنايى فوق‏ العاده

در حالي كه حوادث خون بار يكى پس از ديگرى براى خاندان رسالت پيش مى ‏آمد و هر روز مصيبت تازه ‏اى بدست غاصبان براى عزيز رسالت بپا مى ‏شد، مردم به گونه ‏اى مهر سكوت بر لب زده بودند و بى ‏اعتنايى مى‏ نمودند كه گويى كار مهمى واقع نمى‏ شود و مسئله‏ ى مهمى رخ نداده است. حضرت به شدت اين حالت مردم را مورد حمله قرار دادند كه: «ما هذِهِ الْغَميزَةُ في حَقّي وَ السِّنَةُ عَنْ ظُلامَتي»؟!

عجله‏ ى مردم

اى كاش مردم به سكوت اكتفا مى‏ كردند. آنكه تيغ بر دل مى‏ كشيد عجله و سرعت مردم در كمك به غاصبين بود. گويا هر روز صبح منتظر عهد شكنى جديدى بودند و درصدد تغيير تازه ‏اى در آنچه تا آن روز قبول داشتند. لذا حضرت فرمودند: «سَرْعانَ ما اَحْدَثْتُمْ وَ عَجْلانَ ذا اِهالَة».

گويا چشم پيامبر را دور ديده‏ اند!

براى آنكه مردم شرم كنند و در حركت خود تجديد نظر اساسى نمايند، حضرت با غضب به مردم فرمود: «اَتَقُولُونَ ماتَ مُحَمَّد»؟! معناى اين سخن اين بود كه آيا واقعاً تا پيامبر صلى الله عليه و آله از دنيا رفت همه چيز را تمام شده مى‏ انگاريد؟!
نكند منتظر رحلت و از دنيا رفتن آن حضرت بوديد؟ پيداست كه در حضور پيامبر صلى الله عليه و آله جرأت چنين رفتارى را نداشتيد و اكنون كه چشم او را دور ديده ‏ايد اين چنين جرأت پيدا كرده‏ ايد! اين شرم‏ آور نيست؟!

اجتماع بر غدر و مكر و حيله

نكته‏ اى كه بسيار چشمگير بود اتفاق مردم بر باطل بود. منظره‏ ى كار چنين بود كه عهدشكنى و بدعت گزارى و باطل مطرح مى‏ شد و فوراً مردم بر آن متفق
مى‏ شدند و آن را اجرا هم مى‏ كردند و اين مطلب هر روز تكرار مى‏ شد. آيا بر سر حق هم مردم چنين اتفاقى مى‏ كنند؟ آيا جاى تعجّب ندارد كه بر سر باطل مردم اين چنين يك دل و يك جا عمل كنند؟!

سكوت در حال قدرت

حضرت با اشاره به اينكه سكوت مردم در حال اعلا درجه ‏ى قدرت بود و هر اقدامى را براحتى مى‏ توانستند انجام دهند و دفاع از حضرت زهرا عليهاالسلام كار بسيار آسانى براى آنان بود، به شدت آنان را مورد انتقاد قرار دادند و فرمودند: «وَ لَكُمْ طاقَةٌ بِما اُحاوِلُ وَ قُوَّةٌ عَلى ما اَطْلُبُ وَ اُزاوِلُ»!

ترس از عاقبت ظلم

يكى از نكات مسلَّم در فدك آهِ مظلومى بود كه جز خداوند پناه نداشت، و اين همان است كه بايد ترسيد و انتقام پروردگار را منتظر بود. حضرت زهرا عليهاالسلام به چندين تعبير اين مطلب را به مردم گوشزد كردند:

خدا شاهد و ناظر است

آنگاه كه بشر سركش مى‏ شود و عنان كار را به دست هوى و هوس مى‏ سپرد، فقط شاهد بودن پروردگار مى ‏تواند نهيبى بر پيكر فكرش باشد. حضرت زهرا عليهاالسلام با كلمه‏ ى «فَبِعَيْنِ اللَّه...» مردم را متوجه كردند كه آنچه انجام مى‏ دهيد خدا شاهد است و مى‏ بيند.

من دختر ترساننده از عذابم

حضرت زهرا عليهاالسلام بعنوان ترساندن مردم از عذاب الهى و اينكه اگر پيامبر صلى الله عليه و آله بود شما را از عذاب مى‏ ترسانيد و من دختر همان پيامبرم تعبيرى تكان دهنده بكار بردند و فرمودند: «اَنَا ابْنَةُ نَذيرٍ لَكُمْ بَيْنَ يَدَىْ عَذابٍ شَديدٍ».

شكايت به خدا و رسول مى‏ برم

آنگاه حضرت سخن حقى از نظر عقيدتى و حقوقى فرمود، و اتمام حجت نهايى را به ميان آورد به اين معنى كه: اكنون كه مى‏ خواهيد زور بگوئيد و هيچ سخن حقى را نمى ‏پذيريد، يك راه بيشتر نمانده و آن اينكه شكايت شما را به پيشگاه خدا و رسول ببرم.

وعده به قيامت

سخن آخر حضرت عليهاالسلام اين بود كه وعده‏ ى ما به قيامت باشد كه قاضى آن خداوند و مدافع من پيامبر صلى الله عليه و آله است و خداوند حكم مظلوميت مرا براى همه بيان خواهد كرد. اين بود جمع ‏بندى و خلاصه‏ اى از مراحل اتمام حجت حضرت زهرا عليهاالسلام در مسئله‏ ى فدك كه به صور مختلف بيان كردند تا راه هرگونه تشكيك بسته باشد.