به نام خداوند همه مِهر مِهروَرز

نشان دادن قدرت بدعت ‏گذارى

يكى از اهداف غاصبين آن بود كه در اعلا درجه‌ى جهل به احكام الهى و قوانين اجتماعى مى‏‌خواستند خود را به عنوان قانون‏‌گذارانى كه در قبض و بسط امور قدرت دارند جلوه دهند. آن‌ها هم براى بدعت‌هاى آينده‏‌ى خود نياز به چنين خودنمايى داشتند و هم براى مسائلى كه هر ساعت براى اسلام پيش مى‌‏آمد و بالاخره بايد جوابى براى آن آماده مى‏‌كردند و پيداست كه قانون از قداست خاصى برخوردار است و بايد نمود كار را طورى پيش بياورند كه ظاهر دينى آن حفظ شود.
غصب فدك را با همين نقشه آغاز كردند، و پس از جعل حديث "ان اللَّه ابى ان يجمع النبوة و الخلافة فى اهل بيت واحد" که ايامى پيش دست به جعل آن زده بودند، اكنون اقدام به دومين جعل در اسلام نمودند و حديثى تحت عنوان "النبى لايورّث" آماده كردند كه اين اقدام ضد دينى خود را دينى جلوه دهند، و از قداست نام پيامبر صلى‌الله‌عليه‌وآله استفاده كنند. با عنوان حديث آن حضرت به جنگ دين بيايند و عملاً ثابت كنند كه قادر به چنين كارى هستند.
از سوى ديگر به عنوان اين‌كه مى‏‌خواهيم درآمد فدك را در راه جهاد با مرتدين به مصرف برسانيم و با آن اسلحه بخريم و لشكر مسلمين را نظام بدهيم ظاهر جالبى به كار خود دادند. لابد تاريخ فراموش كرده است كه با همين اموال خالد بن وليد را سراغ قبيله‌‏اى فرستادند كه به خاطر استقامت بر خلافت اميرالمؤمنين عليه‌‏السلام و نپذيرفتن حكومت غاصبين مورد حمله قرار گرفتند و مالك بن نويره بدست آنان كشته شد و خالد در همان شب با همسر او زنا كرد!!
همچنين با شاهد خواستن از فاطمه عليهاالسلام چنين وانمود كردند كه در مسئله‏‌اى كه اموال مسلمين مطرح است حتى از فاطمه عليهاالسلام شاهد مى‏‌خواهند و گويى اين اندازه پايبند به احكام دين هستند!
از جهتى ديگر اجماع مسلمين را مطرح كردند و اين‌كه غصب فدك هر اندازه خلاف و ضد دين باشد مردم طرف‌دار آن هستند و ما به خاطر مردم اين‌كار را مى‌‏كنيم و الا خود چنان تمايلى به آن نداريم. با اين كار رنگ تقدس ديگرى به كار خود دادند و به عنوان يكى از پايه‏‌هاى قانون‌گذارى خود آن‌را مستحكم نمودند.
اين‌ها همه به عنوان قدرت‏ نمايى بود تا نشان دهند با سابقه‏‌ى جهل مطلقى كه دارند اخيراً قادر به بدعت‌گزارى هستند و گويا چيزهايى از دين فهميده‏‌اند و كم‏كم مشغول تكميل مراحل آن هستند. البته اسلام يك روز و دو روز نبود كه اين جهل ظاهر نشود و اين مقدس نمايى بر هم نريزد.
در طول خلافت غاصبانه هر روز سؤال‌هاى دينى تازه‏‌اى پيش مى‌آمد و مسائل تازه‏‌اى مطرح مى‏ شد كه ناآگاهى غاصبين نسبت به احكام دين روز بروز روشن‌تر مى‏‌گشت و آن‌چه درصددش بودند به‏ طور معكوس ظهور مى‏‌كرد.