به نام خداوند همه مِهر مِهروَرز

 

تحریک عواطف قبیله‌گری

غاصبين با توجه به خون‌هاى ريخته شده در بدر و اُحد كه اميرالمؤمنين عليه‌‏السلام شجاع آن ميدان‌ها بود و همين مردم پدران و فاميل خود را به شمشير على عليه‌‏السلام از دست داده بودند، توانستند نظر مردم را بر ضد آن حضرت تحريك كنند، و آنان را نسبت به هر چه به نفع آن حضرت تمام مى‌شود مخالف نمايند.
از سوى ديگر اخلاق جاهلى كه هنوز آثار آن در مردم باقى بود و گاهى سر از تعصبات بي‌جا و گاهى از فرهنگ پايين مردم درمى‏‌آورد، وسيله‌‏ى خوبى براى تحريك عواطف و ضماير مردم بود. اين‌كه حقى به خاندان پيامبر صلى‌الله‌عليه‌وآله اختصاص داشته باشد مسئله‌‏اى بود كه خيلى راحت مى‏‌شد مردم را بر ضد آن تحريك كرد. اين‌كه ثروت بزرگى در اختيار فاطمه عليهاالسلام باشد مطلبى بود كه خوب مى ‏شد از آن استفاده‏‌ى منفى برد.
اين‌كه فدك مايه‏‌ى عظمت على و فاطمه عليهماالسلام باشد نقطه‌اى بود كه به راحتى مى‏‌شد آن‌را به رخ مردم كشيد. اين مجموعه را غاصبين به خوبى درك مى‏‌كردند و از آن براى جمع مردم بر ضد خاندان رسالت استفاده مى‏‌كردند و انصافاً نتايج خوبى هم مى‏‌گرفتند.
آن‌گاه كه ابوبكر از استدلال در مقابل مقام ولايت كبرى عاجز مى‏‌شد فوراً مسائل را بر عهده‏‌ى مردم مى‏‌گذاشت و مى‌گفت: اين كار را مردم بر عهده‏‌ى من قرار دادند، و من خواسته‌ى آنان را اجرا كردم و اكنون هم حاضرم مردم بين من و تو قضاوت كنند.
حضرت زهرا عليهاالسلام هم دقيقاً همين جهت را هدف سخنان خود قرار داد و فرمود: در جايى كه خدا حكم مخالف داشته باشد و مقام عصمت سخن بگويد، رضايت و اتفاق مردم ارزشى ندارد.

بدست آوردن منبع مالى براى اقدامات خود

از آن‌جا كه منبع مالى حكومت غاصب قوى نبود و از سوى ديگر جنگ‌هايى تحت عنوان مرتدين مطرح شده بود، نياز به يك درآمد كلان به خوبى احساس مى‌شد و فدك در اين جهت يك منبع استثنايى بود. آنان به خوبى مى‌‏دانستند كه به چنگ آوردن اين منبع مشكلات بزرگى را حل مى‌كند، و به همان اندازه كه گرفتن آن از اهل‌ال‏بيت عليهم‌‏السلام مهم است، بدست آوردن آن براى حكومت خود از آن مهم تر است.
تا اين‌جا اجمالى از اهداف غاصبين در غصب فدك بيان شد. در ادامه به این مطلب می‌پردازیم که چرا اهل‌‏البيت عليهم‏‌السلام اين‌گونه مسئله را پى‌‏گيرى كردند.