به نام خداوند همه مِهر مِهر وَرز


مخالفت نهايى با عمل پيامبر صلی الله علیه و آله در فدك

غاصبين فدك گذشته از زير پا گذاشتن آيه ‏ى «و آت ذا القربى حقه» و آيه‏ ى تطهير و آيات ارث و آيات ارث انبيا عليهم ‏السلام، و نيز زير پا گذاشتن سند رسمى پيامبر صلى الله عليه و آله كه در مورد فدك به فاطمه عليهاالسلام داده بود، ضربه‏ ى نهايى را بدست عمر و در زمان حكومت او اجرا كردند كه عهد نامه‏ ى پيامبر صلى الله عليه و آله با يهودان فدك را كه ضمن مصالحه تنظيم شده بود ناديده گرفتند و آنرا باطل اعلام كردند.
ماجرا از اين قرار بود كه يهوديان پس از مصالحه با پيامبر صلى الله عليه و آله همچنان در سرزمين فدك باقى ماندند و هر ساله طبق قرارداد مبالغ مورد مصالحه را پرداخت مى‏ كردند، و اين برنامه چه در زمانى كه در تصرف حضرت زهرا عليهاالسلام بود و چه در دورانى كه غصب شده بود ادامه داشت.
عمر در زمان حكومت خود دستور داد يهوديان فدك به شام كوچ كنند و آنان را وادار كرد كه مزارع خود را كه پنجاه هزار درهم قيمت گذاشته بود بفروشند و مبلغ آنرا از بيت ‏المال بگيرند. يهوديان گفتند: «عهدنامه‏ ى ابوالقاسم (يعنى پيامبر صلى الله عليه و آله) را محو و فراموش شده تلقى مى‏ كنى و ما را اخراج مى‏ نمايى«؟ گفت: »من آن روز حاضر بودم كه پيامبر صلی الله علیه و آله به شما گفت: «تا آنگاه كه خواستيم شما بمانيد». اكنون نمى‏ خواهيم و قصد اخراج شما را داريم«. (1). بدين صورت عهدنامه ‏اى كه پيامبر صلى الله عليه و آله با آنان بسته بود و در متن آن قيد نشده بود كه «تا روزى كه خواستيم شما بمانيد»، عمر با ادعاى خود زير پا نهاد و آخرين ضربه‏ ى خود را در اين جهت بر پيكر فدك وارد ساخت.