به نام خداوند همه مِهر مِهر وَرز


سند خطابه‏ ى حضرت زهرا سلام الله علیها

خطابه ‏اى كه حضرت زهرا عليهاالسلام در مسجد پيامبر صلى الله عليه و آله ايراد فرمودند مخاطبان و شنوندگان بسيارى داشت و جا داشت آن اتمام حجت رَسا را حاضران مجلس به آنان كه حضور نداشتند و به فرزندان خود و نسل هاى آينده منتقل مى‏ كردند. آيا اگر دختر پيامبرِ هر قومى يكبار در عمر خود براى مردم سخن گفته بود- آن هم با چنين محتواى بلند- آن را با آب طلا بر ديوار خانه‏ هايشان نمى ‏نوشتند؟
افسوس كه مخاطبين او همه دشمنانش بودند. همانان بودند كه در غدير مأمور شدند سخن پيامبر صلى الله عليه و آله را به غائبان برسانند و چه خوب عمل كردند. چه انتظارى بود كه فاطمه عليهاالسلام از آنان بخواهد گفته‏ هايش را به نسل هاى بعد برسانند. اينان با فاطمه عليهاالسلام جنگ داشتند كه حق او را غصب كردند. اگر مى ‏توانستند در همان مسجد صداى او را خاموش مى‏ كردند.
از آنان نبايد چنين انتظارى داشت، ولى باز خداوند دختر پنج ساله‏ ى او زينب عليهاالسلام را به يادگار گذاشت كه در آن غوغاى حق كشى صداى مادر را در سينه ضبط كند و به نسل هاى مسلمين برساند و تا امروز اثر آن زنده بماند. همچنين امام حسين و امام زين‏ العابدين و امام باقر و امام صادق عليهم‏ السلام بعنوان ناقلين خطبه‏ ى مادرشان فاطمه عليهاالسلام آن را به اصحابشان آموخته ‏اند.
اگر چه عده ‏اى از دشمنانِ اهل‏ بيت هم گاهى مجبور به بازگويى اين حقيقت بزرگ شده ‏اند و ناخواسته قلم بطلان بر اقدامات رؤساى خود كشيده ‏اند.
نكته‏ اى كه در اين مورد جلب توجه مى‏ كند جنبه ادبى بسيار بالاى خطبه است كه باعث شده عده ‏اى از راويان و مؤلفين اهل سنت، با آنكه مايل نبوده ‏اند خطابه اى بُرنده‏ ى حضرت زهرا عليهاالسلام به ابوبكر و عمر را ثبت كنند و اسناد فدك را حفظ نمايند، ولى از ديدگاه ادبى نتوانسته ‏اند از كنار آن بگذرند و اين خطبه‏ ى مفصل را با تمام جزئياتش نقل كرده ‏اند، و اين نيز از بركات فاطمه زهرا عليهاالسلام است.
از نمونه‏ هاى بسيار جالب نقل اين خطبه در كتاب «المنظوم و المنثور من كلام نسوان العرب من الخطب والشعر» است كه مؤلف آن از علماى متقدم اهل سنت است، و نسخه‏ ى خطى اين كتاب در خزانه ‏ى متوكل عباسى بوده است. (1).