به نام خداوند همه مِهر مِهر وَرز

درس نهم: تبری از ملاعین، امر خداوند متعال

منکر ولایت امیرالمومنین علیه السلام ملعون است
مَعاشِرَ النّاسِ، فَضِّلُوا عَلِيّاً فَاِنَّهُ اَفْضَلُ النَّاسِ بَعْدى مِنْ ذَكَرٍ و اُنْثى ما اَنْزَلَ اللَّهُ الرِّزْقَ وَ بَقِىَ الْخَلْقُ، مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ، مَغْضُوبٌ مَغْضُوبٌ مَنْ رَدَّ عَلَىَّ قَوْلى هذا وَ لَمْ‌يُوافِقْهُ، اَلا اِنَّ جَبْرئيلَ خَبَّرنى عَنِ اللَّهِ تَعالى بِذالِكَ وَ يَقُولُ مَنْ عادى عَلِيّاً وَ لَمْ‌يَتَوَلَّهُ فَعَلَيْهِ لَعْنَتى وَ غَضَبى، (وَلْتَنْظُرْ نَفْسٌ ما قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَ اتَّقُوا اللَّهَ، اَنْ تُخالِفُوهُ فَتَزِلَّ قَدَمٌ بَعْدَ ثُبُوتِها، اِنَّ اللَّهَ خَبيرٌ بِما تَعْمَلُونَ).
پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله مي‌فرمايند ملعون است ملعون است، مغضوب است مغضوب است، آن‌كس كه اين گفته‌ي من را رد بكند و با آن موافق نباشد.
سپس به‌واسطه‌ي جبرئيل از خداوند نقل مي‌كنند كه مَنْ عادى عَلِيّاً وَ لَمْ‌يَتَوَلَّهُ فَعَلَيْهِ لَعْنَتى وَ غَضَبى؛ يعني لعنت و غضب من بر كسي است كه با علي علیه السلام دشمني بكند و ولايت او را نپذيرد. آن‌چه پيامبر صلی الله علیه و آله از جبرئيل نقل كرده‌اند فرموده‌ي خدا و حديث قدسي است.
اولین مسأله این است که رسول خدا صلی الله علیه و آله می‌فرمایند کسانی که با قول من درباره‌ي علي علیه السلام و امامت او مخالفت بکنند مورد لعن هستند.
بعد توضیح می‌دهند که این فرمايش خدا است که چونین فردی مورد لعن و غضب است. مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ یعنی ملعونٌ مِنَ اللّه است و از طرف خدا لعن شده و خداوند او را لعنت کرده است و مَغْضُوبٌ مَغْضُوبٌ هم یعنی از جانب خدا مورد غضب قرار گرفته است؛ چون در خطابه اين‌گونه می‌فرمایند كه اَلا إِنَّ جَبْرئيلَ خَبَّرنى عَنِ اللَّهِ تَعالى بِذالِكَ وَ يَقُولُ مَنْ عادى عَلِيّاً وَ لَمْ‌يَتَوَلَّهُ فَعَلَيْهِ لَعْنَتى وَ غَضَبى.
پس کسی‌که قول پیغمبر صلی الله علیه و آله را رد بکند مورد لعن خدا قرار گرفته است. اين‌جا اسم ولي را آورده‌اند و نه عنوان ولايت را؛ مَن عادي عَليّاً.
و قبل‌تر فرموده‌اند مَنْ رَدَّ عَلَىَّ قَوْلى هذا كه اين قَوْلي ناظر به مبحث امامت و نيز شخص امام است. مخالفت با امامت و امام و ولي و ولايت چونين اثري دارد که آن‌كس كه مخالف است و تمرد مي‌كند مورد طرد و لعن قرار می‌گیرد.
اين‌جا نکته‌ي اصلی آن است كه چرا لعن؟ امروز هستند كساني كه با لعن مخالف‌اند و متأسفانه بیش‌تر اين‌ها افرادي هستند که ادعای تشیع می‌کنند.
ايشان می‌گویند خداوند همه را خوب آفریده است، چرا لعن می‌کنید؟ مي‌گويند شما سلام بدهید، زیارت عاشورا بخوانید اما لعني را كه در آن آمده است نگویید. مي‌گوييم اگر سخن ايشان صحيح است پس خدا هم نباید لعن کرده باشد چون چه‌بسا آن افراد كه لعنت شده‌اند توبه كرده باشند.
آن‌چه مي‌خواهيم بگوييم اين است كه اگر مرجع اين آقایان و روشنفکران قرآن کریم است ملاحظه بكنند ببينند چه‌قدر در قرآن لعن آمده است.


نمونه ای از آیات لعن در قران کریم
قدري از اين آيات را كه حاوي لعن است ما برمي‌شمريم.
اِنَّ اللَّهَ لَعَنَ الْكافِرينَ وَ اَعَدَّ لَهُمْ سَعيراً
خدا كافران را لعنت كرده و برايشان آتشى سوزان مهيا كرده است.
كُلَّما دَخَلَتْ اُمَّةٌ لَعَنَتْ اُخْتَها
هر امتى كه به آتش داخل شود امت هم‌كيشِ خود را لعنت كند.
يا اَيُّهَا الَّذينَ اُوتُوا الْكِتابَ آمِنُوا بِما نَزَّلْنا مُصَدِّقاً لِما مَعَكُمْ مِنْ قَبْلِ اَنْ نَطْمِسَ وُجُوهاً فَنَرُدَّها عَلي اَدْبارِها اَوْ نَلْعَنَهُمْ كَما لَعَنَّا اَصْحابَ السَّبْتِ وَ كانَ اَمْرُ اللَّهِ مَفْعُولاً
اى كساني‌كه شما را كتاب داده شده، به كتابي كه نازل كرده ‏ايم و كتاب شما را نيز تصديق مى‏كند ايمان بياوريد پيش از آن‌كه نقش چهره‏ هايى را محو كنيم و روي‌ها را به قفا برگردانيم يا هم‌چُنان كه اصحاب سَبْت را لعنت كرديم شما را هم لعنت كنيم. و فرمان خدا شدنى است.
فَبِما نَقْضِهِمْ ميثاقَهُمْ لَعَنَّاهُمْ وَ جَعَلْنا قُلُوبَهُمْ قاسِيَةً
و اهل كتاب، جز اندكى از آن‌ها، چون پيمانشان را شكستند لعنت‌شان كرديم و دل‌هاشان را سخت گردانيديم.
لَعَنَهُ اللَّهُ وَ قالَ لَاَتَّخِذَنَّ مِنْ عِبادِكَ نَصيباً مَفْرُوضاً
خدايش لعنت كرد و شيطان گفت گروهى معيّن از بندگانت را به فرمان خويش مى‏گيرم.
قُلْ هَلْ اُنَبِّئُكُمْ بِشَرٍّ مِنْ ذلِكَ مَثُوبَةً عِنْدَ اللَّهِ مَنْ لَعَنَهُ اللَّهُ وَ غَضِبَ عَلَيْهِ وَ جَعَلَ مِنْهُمُ الْقِرَدَةَ وَ الْخَنازيرَ وَ عَبَدَ الطَّاغُوتَ اُولئِكَ شَرٌّ مَكاناً وَ اَضَلُّ عَنْ سَواءِ السَّبيلِ
بگو آيا شما را از كساني‌كه نزد خدا كيفرى بدتر از اين دارند خبر بدهم؛ كساني‌كه خداشان لعنت كرده و بر آن‌ها خشم گرفته و بعضى را بوزينه و خوك گردانيده است و خود بت پرستيده‏اند. اينان را بدترين جايگاه است و از راه راست گُم‌گشته ‏ترند.
وَ قالُوا قُلُوبُنا غُلْفٌ بَلْ لَعَنَهُمُ اللَّهُ بِكُفْرِهِمْ فَقَليلاً ما يُؤْمِنُونَ
گفتند دل‌هاى ما در حجاب است. نه! خدا آنان را به‌سبب كفرى كه مي‌ورزند مطرود ساخته و چه اندك ايمان مى‏ آورند.
اُولئِكَ الَّذينَ لَعَنَهُمُ اللَّهُ وَ مَنْ يَلْعَنِ اللَّهُ فَلَنْ‌تَجِدَ لَهُ نَصيراً
اينان كساني هستند كه خدا لعنت‌شان كرده است و هركس را كه خدا لعنت كند براى او هيچ ياورى نيابى.
وَعَدَ اللَّهُ الْمُنافِقينَ وَ الْمُنافِقاتِ وَ الْكُفَّارَ نارَ جَهَنَّمَ خالِدينَ فيها هِيَ حَسْبُهُمْ وَ لَعَنَهُمُ اللَّهُ وَ لَهُمْ عَذابٌ مُقيمٌ
خدا به مردان منافق و زنان منافق و كافران وعده‌ي آتش جهنم داده است، در آن جاودانه‏ اند، همين برايشان بس است، لعنت خدا بر آن‌ها باد و به عذابى پايدار گرفتار خواهند شد.
اِنَّ الَّذينَ يُؤْذُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ وَ اَعَدَّ لَهُمْ عَذاباً مُهيناً
هرآينه كسانى را كه خدا و پيامبرش را آزار مى‏دهند خدا در دنيا و آخرت لعنت كرده و برايشان عذابى خواركننده مهيا كرده است.
اُولئِكَ الَّذينَ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فَاَصَمَّهُمْ وَ اَعْمى‏ اَبْصارَهُم
اينان هستند كه خدا لعنت‌شان كرده است و گوش‌هاشان را كر و چشم‌هاشان را كور ساخته است.
وَ يُعَذِّبَ الْمُنافِقينَ وَ الْمُنافِقاتِ وَ الْمُشْرِكينَ وَ الْمُشْرِكاتِ الظَّانِّينَ بِاللَّهِ ظَنَّ السَّوْءِ عَلَيْهِمْ دائِرَةُ السَّوْءِ وَ غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَ لَعَنَهُمْ وَ اَعَدَّ لَهُمْ جَهَنَّمَ وَ ساءَتْ مَصيراً
و [تا] مردان و زنانِ نفاق‏پيشه و مردان و زنانِ مشرك را كه به خدا گمان بد برده‏اند عذاب كند بَدِ زمانه بر آنان باد، و خدا بر ايشان خشم نموده و لعنت‌شان كرده و جهنّم را براى آنان آماده گردانيده و [چه] بد سرانجامى است!
در قرآن اين‌همه گروه‌های مختلف مورد لعن قرار گرفته‌اند و طایفه‌ي گسترده‌اي هستند که لعنت شده‌اند. از قرآن كه بگذريم به روايات مي‌رسيم.
به آن آقايان مي‌گوييم اگر روایات را قبول دارید که نگاه بكنيد؛ لعن مفصلاً در روایت آمده است. حالا كار نداريم به این‌که چه‌کس لعن شده است.
موضوع اين است كه عده‌ای هستند كه هم در قرآن كريم و هم در روایات لعن شده‌اند.


فطری بودن مسئله لعن
اساساً مسأله‌ي ملعون‌شدن و مغضوب‌شدن يا نشدن یک مسأله‌ي فطری است، به‌خاطر اين‌که تولّی و تبرّي ريشه در فطرت دارد و مسأله‌اي فطری است.
انسان کسانی را دوست دارد و دوستانش را نیز دوست مي‌دارد و کسانی را دشمن دارد و دشمنانش را نیز دشمن می‌دارد و دوست ندارد.
به‌طور کلی اين دو قوه درون انسان هست و در فطرت او خاستگاه دارد. اصالتاً لعن و غضب ریشه در وجود انسان دارد.
انسان هم شهوت دارد (شهوت به‌معنای مطلق میل و رغبت منظور است) و هم غضب دارد (که مُراد از غضب مطلقِ تنفر است).
مثلاً آدمي غضب دارد از چیزی که مناسب معده‌اش نیست، به چيزي كه مناسب روحيه‌اش نيست غصب دارد و آن را لعن می‌کند. یعنی نیروی شهوت كه میل و عشق و محبت هم جزو آن است، به‌معنای مطلق اشتها، و نیروی غضب که همان تنفر ملموس در وجود انسان است دو قوه‌ي درونی آدمي هستند.
این یک مطلب طبیعی است. مگر می‌شود انسان همه‌ي موجودات را دوست بدارد. البته كه همه‌ي موجودات مخلوقات خدا هستند و از این‌جهت که مخلوق خدا هستند مطلوب‌اند اما موجودات مُختار را که با اختیار خودشان کارهایی انجام می‌دهند يا نمي‌دهند می‌شود دوست يا دشمن داشت. ايشان مي‌توانند محبت يا نفرت و غضب ما را برانگيزانند. درباره‌ي جمع محبت و لعن، یعنی طرد و جذبِ تؤامان، مي‌گوييم اگر اجتماع نقيضين نباشند اما پرواضح است اجتماع ضدین هستند.
اجتماع ضدین هم محال‌بودنش به‌خاطر این است که نهايتاً به اجتماع نقیضین می‌کشد؛ چون تمام محالات فلسفی و منطقی منتهی می‌شود به اجتماع نقیضین و اصل امتناع اجتماع نقیضین جزو اصل‌های اولیه‌ي فطری است. در زیارت عاشورا متعدد لعن آمده است. آن‌ها که مخالف زیارت عاشورا هستند و از لعن‌ها شروع می‌کنند به مخالفت في‌الواقع با امام حسین علیه السلام مخالف‌اند. اگر امام حسین علیه السلام حقیقت درستی هستند، ولَو این‌که امام هم نباشند و تنها کسی بوده باشند که در راه حق و دفاع از خويش کشته شده‌اند، پس دشمنان ايشان ملعون‌اند. خیلی طبیعی است كه اگر دشمنان ايشان ملعون و مغضوب هستند پس دوستانشان محبوب‌اند. این موضوع از فطرت انسان برمي‌خيزد و نمونه‌هاش را هم مفصلاً در آیات شريفه‌ي قرآن كريم دیدیم. حالا این‌که منظور آیه‌ها چه‌کس است و مصادیق آن‌ها کیان‌اند بحث دیگري است ولی آيات متعددي در قرآن هست كه بر اصل لعن صحه مي‌گذارند و در روايات هم لعن به‌تفصيل آمده است.
در روایات غیر از کسانی‌که به‌خاطر اعتقادشان لعنت شده‌اند كساني هم هستند كه از منظر اخلاق ملعون‌اند، مثلاً آن‌ها كه عاق والدین باشند یا مظلمه‌اي به گردنشان باشد. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله مسأله‌ي لعن را مطرح می‌کنند و می‌فرمایند
مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ، مَغْضُوبٌ مَغْضُوبٌ مَنْ رَدَّ عَلَىَّ قَوْلى هذا وَ لَمْ‌يُوافِقْهُ و بعد حدیث قدسی تلاوت مي‌كنند که مَنْ عادى عَلِيّاً وَ لَمْ‌يَتَوَلَّهُ فَعَلَيْهِ لَعْنَتى وَ غَضَبى و آن‌وقت نتیجه‌اي می‌گیرند؛ يك نتیجه‌ی عملی. في‌الواقع به مردمی که آن‌جا جمع شده‌اند مي‌گويند به اعمالتان نگاه كنيد و ببينيد اعمال شما آن‌گونه اعمالی است که لعن و غضب می‌آورد یا آن‌گونه است كه محبت و جذب می‌آورد. وَلْتَنْظُرْ نَفْسٌ ما قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَ اتَّقُوا اللَّهَ، اَنْ تُخالِفُوهُ فَتَزِلَّ قَدَمٌ بَعْدَ ثُبُوتِها، اِنَّ اللَّهَ خَبيرٌ بِما تَعْمَلُونَ.
حضرت صلی الله علیه و آله آيه‌اي از قرآن تلاوت مي‌كنند و بین آیه خودشان آن را تفسیر می‌کنند. اَنْ تُخالِفُوهُ فَتَزِلَّ قَدَمٌ بَعْدَ ثُبُوتِها جمله‌ي خود پیغمبر صلی الله علیه و آله است . هرکس باید نگاه بکند که برای فردای خود چه فرستاده است، پرواي الهی پیشه کنید که اگر با علي علیه السلام مخالفت بکنید گام‌هایتان بعد از اين‌كه ثابت شده باشند مي‌لغزند، و خدای متعال دانا است به جزئیات تمام آن‌چه شما عمل می‌کنید. یعنی خداوند آگاه است به بغض و حُبّي که نسبت به علی علیه السلام دارید و موافقت يا مخالفتی که نسبت به من دارید و این‌که آيا شما مغصوب و ملعون هستید. خداوند متعال آن‌چیزی را كه شما عمل می‌کنید مي‌داند و عمل شما مجسم می‌شود و فردای قیامت خودتان عملتان را خواهید دید و آن‌چه كه نسبت به امیرالمؤمنین علیه السلام مخالفت یا موافقت کردید همه مورد توجه قرار خواهد گرفت. در این بخش کوتاه پیامبر صلی الله علیه و آله هم درباره‌ي لعن و خشم و غضب حدیث قدسی آورده‌اند و هم درباره‌ي تجسم اعمال صحبت کرده‌اند و هم این‌که اِنَّ اللَّهَ خَبيرٌ بِما تَعْمَلُونَ؛ تذكر داده‌اند كه خداوند متعال از جزئیات اعمال شما خبر دارد.

و السلام علیکم و رحمة اللّه و برکاته.


خلاصه درس نهم:
1- پیغمبر اکرم صلي الله و عليه و آله و سلم می‌فرمایند: ملعون است، ملعون است؛ مغضوب است، مغضوب است؛ کسی که این حرف من را رد کند و موافق با آن نباشد. بعد از جبرائیل نقل می‌کنند از خدا (حدیث قدسی): " أَلا إِنَّ جَبْرئيلَ خَبَّرنى عَنِ اللَّهِ تَعالى بِذالِكَ وَيَقُولُ: «مَنْ عادى عَلِيّاً وَلَمْ يَتَوَلَّهُ فَعَلَيْهِ لَعْنَتى وَ غَضَبى»" 
خدا می فرماید: کسی که دشمنی کند با علی و ولایت علی را قبول نکند، بر اوست لعنت من و غضب من.
2- امروز بیشتر کسانی که با لعن مخالف هستند، متأسفانه کسانی‌اند که ادعای تشیع می‌کنند. اگر مرجع اين آقایان، قرآن کریم است؛ بياييد به قرآن رجوع كنيم:
"إِنَّ اللَّهَ لَعَنَ الْكافِرينَ وَ أَعَدَّ لَهُمْ سَعيراً"؛ "كُلَّما دَخَلَتْ أُمَّةٌ لَعَنَتْ أُخْتَها"؛ "يا أَيُّهَا الَّذينَ أُوتُوا الْكِتابَ آمِنُوا بِما نَزَّلْنا مُصَدِّقاً لِما مَعَكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَطْمِسَ وُجُوهاً فَنَرُدَّها عَلى‏ أَدْبارِها أَوْ نَلْعَنَهُمْ كَما لَعَنَّا أَصْحابَ السَّبْتِ وَ كانَ أَمْرُ اللَّهِ مَفْعُولاً" ؛ "فَبِما نَقْضِهِمْ ميثاقَهُمْ لَعَنَّاهُمْ وَ جَعَلْنا قُلُوبَهُمْ قاسِيَةً" ؛ " لَعَنَهُ اللَّهُ وَ قالَ لَأَتَّخِذَنَّ مِنْ عِبادِكَ نَصيباً مَفْرُوضاً " ؛ "قُلْ هَلْ أُنَبِّئُكُمْ بِشَرٍّ مِنْ ذلِكَ مَثُوبَةً عِنْدَ اللَّهِ مَنْ لَعَنَهُ اللَّهُ وَ غَضِبَ عَلَيْهِ وَ جَعَلَ مِنْهُمُ الْقِرَدَةَ وَ الْخَنازيرَ وَ عَبَدَ الطَّاغُوتَ أُولئِكَ شَرٌّ مَكاناً وَ أَضَلُّ عَنْ سَواءِ السَّبيلِ" ؛ "وَ قالُوا قُلُوبُنا غُلْفٌ بَلْ لَعَنَهُمُ اللَّهُ بِكُفْرِهِمْ فَقَليلاً ما يُؤْمِنُونَ" ؛ "أُولئِكَ الَّذينَ لَعَنَهُمُ اللَّهُ وَ مَنْ يَلْعَنِ اللَّهُ فَلَنْ تَجِدَ لَهُ نَصيراً" ؛ "وَعَدَ اللَّهُ الْمُنافِقينَ وَ الْمُنافِقاتِ وَ الْكُفَّارَ نارَ جَهَنَّمَ خالِدينَ فيها هِيَ حَسْبُهُمْ وَ لَعَنَهُمُ اللَّهُ وَ لَهُمْ عَذابٌ مُقيمٌ" ؛ "إِنَّ الَّذينَ يُؤْذُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ وَ أَعَدَّ لَهُمْ عَذاباً مُهيناً" ؛ "أُولئِكَ الَّذينَ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فَأَصَمَّهُمْ وَ أَعْمى‏ أَبْصارَهُم" ؛ "وَ يُعَذِّبَ الْمُنافِقينَ وَ الْمُنافِقاتِ وَ الْمُشْرِكينَ وَ الْمُشْرِكاتِ الظَّانِّينَ بِاللَّهِ ظَنَّ السَّوْءِ عَلَيْهِمْ دائِرَةُ السَّوْءِ وَ غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَ لَعَنَهُمْ وَ أَعَدَّ لَهُمْ جَهَنَّمَ وَ ساءَتْ مَصيراً"
3- مسئله ملعون شدن و مغضوب شدن یک مسئله فطری است؛ زيرا تولی و تبری، فطری است. یعنی انسان یک کسانی را دوست دارد، دوستانش را نیز دوست دارد؛ و کسانی را دشمن دارد و دشمنانش را نیز دشمن می‌دارد و دوست ندارد.
4- در زیارت عاشورا، به كرات لعن آمده است. اگر امام حسین علیه السلام حقیقت درستی هستند، پس دشمنانش ملعون هستند. خیلی طبیعی است اگر دشمنانش ملعون هستند و مغضوب‌اند، پس دوستانش محبوب‌اند.