به نام خداوند همه مِهر مِهر وَرز

6. اگر چنان كه مي گويند، جمعيت كثيري بالغ بر صد و بيست هزار نفر، در غدير با اميرالمؤمنين عليه السلام  بيعت نموده اند چگونه امكان دارد كه اين جمعيّت در كم تر از سه ماه بيعت خود را فراموش كرده، پيمان خود را بشكنند و با غير علي عليه السلام  بيعت نمايند؟

 
برای شنیدن پاسخ روی پلیر کلیک نمایید.
 
اصولاً مردم عامه ثبات و پايداري چنداني در دين ندارند و اگر به آزمون سختي مبتلا شوند مي لغزند و کوتاهي مي کنند؛ مانند گوساله پرستي  قوم حضرت موسي توسط سامري که به خاطر چند روز غيبت آن حضرت اتفاق افتاد.
اصل داستان غدير، صدور حديث غدير و بيعت با اميرالمؤمنين عليه السلام  هرگز قابل تشكيك نيست چرا كه در بسياري از كتب شيعي و سني آمده است. برخي از اسناد اين نقل با مراجعه به كتاب الغدير، عبقات الانوار، احقاق الحق و المراجعات، قابل دستيابي است؛ مثلاً در مورد بيعت و تهنيت بر امام علي عليه السلام  محمد بن جرير طبري داستاني را نقل كرده است(1) و از جمله سخنان خليفه ي اول و دوم را در تهنيت به اميرالمؤمنين عليه السلام آورده است كه در تبريك به اميرالمؤمنين عليه السلام گفته اند: «أصبَحتَ وَ أمسَيتَ يَا بنَ اَبي طالِب، مَوْلايَ وَ مَوْلي كُلِّ مُؤمِنٍ وَ مُؤمِنَةٍ»(2)
اي پسر ابوطالب، براي هميشه مولاي من و مولاي هر مرد و زن گشتي.
شواهد تاريخي ديگري نيز از وقوع اين جريان و دلالت آن بر ولايت و سرپرستي و جانشيني اميرالمؤمنين عليه السلام  حكايت مي كنند. از جمله روايات وارد شده در مورد شأن نزول آيه ي «سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ» پس از واقعه ي غدير.
بسياري از مردم كه در غدير خم با اميرالمؤمنين عليه السلام بيعت كردند، در زمان رحلت پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله در مدينه نبودند و در جريان سقيفه قرار نگرفتند و در بي خبري مانده، جو حاکم را پذيرفتند . برخي از قبايل نيز حکومت ابوبکر را نپذيرفتند و از پرداخت زکات خودداري نمودند که حکومت با آنان مقابله کرد و بسياري را به عنوان ارتداد و خروج از دين کشت. اين حوادث تحت عنوان «اهل رده» در کتاب هاي تاريخ ثبت شده است.
معيار دقيقي براي سنجش ميزان موافقت و مشاركت مردم (حاضر در مدينه) با جريان انتخاب ابوبكر در دست نيست . بنابر مدارك تاريخي ابتدا انصار براي گفت گو در محلي به نام «سقيفه ي بني ساعده» اجتماع كرده بودند كه برخي از مهاجران از اين جريان مطلع شدند و خود را به سقيفه رساندند. مذاكرات نقل شده در تاريخ از جريان سقيفه از وجود جو ارعاب و تهديد(3)عليه مخالفان خبر مي دهد تا جايي كه بنا بر نقل طبري و ابن هشام، سعد بن عباده رييس انصار مورد تهديد قرار گرفت.(4) پس از آن كه عده‌اي از مهاجران از انصار در سقيفه بيعت گرفتند، به همراهي برخي ياران خود در مدينه به راه افتادند و با جوي مشابه آن چه كه گفته شد، به بيعت گرفتن از مردم پرداختند تا آن جا كه خليفه ي دوم جريان خلافت ابوبكر را امري عجولانه و بدون انديشه توصيف مي كند و مي گويد: «اِنَّ بَيْعَةَ اَبي بَکْرٍ کانَتْ فَلْتَةً» (5) موارد متعددي از اجبار به بيعت و برخورد با مخالفان اين جريان را مي توان ديد.(6) نكته ي مهمّ ديگر در اين باب توجه به نظام قبيله اي عرب است. در اين نظام يك قبيله تصميم هاي اساسي خود را بر عهده‌ي رييس قبيله نهاده از او پيروي مي كند. بر اين اساس در جريان سقيفه نيز هنگامي كه بزرگان برخي قبائل با تطميع يا تهديد با خليفه بيعت كردند، قبيله ي خويش را نيز به دنبال مي كشاندند.
حتي با وجود چنين جوي عده اي از بزرگان اصحاب در مقابل بيعت با ابوبكر تا مدّت مديدي مقاومت نمودند. از ميان اين عده به جز امير المؤمنين عليه السلام مي توان به سلمان فارسي، ابوذر غفاري، طلحه و زبير بن عوام اشاره نمود.(7)
متأسفانه جو حاکم برجامعه بعد از رحلت پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله(8) که جوي عليه مدافعان اميرالمؤمنين بود و نيز منع نشر حديث و گفتار پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله  توسط دستگاه حاکم که در حدود 90 سال به طول انجاميد، باعث شد تا مردم سخنان سرنوشت ساز پيامبرشان را در روز غدير به فراموشي بسپارند و به تبع آن پيمان خود را نيز فراموش کنند.
در تاريخ آمده است که وقتي حضرت امير المؤمنين عليه السلام به هم راه حضرت زهرا سلام الله عليها  و حسنين عليهما السلام براي طلب کمک به در خانه ي انصار مي رفتند، آن ها مي گفتند که ما چون با ابوبکر بيعت کرده ايم، نمي توانيم بيعت خود را بشکنيم؛ زيرا عرب اگر سخني مي گفت: پاي سخنش مي ايستاد ولو کشته مي شد!! چه گفته اش حق بود يا باطل .در اين مورد هم چون با ابوبکر بيعت کرده بودند ولو پشيمان بودند ، ديگر راهي براي بازگشت نداشتند!(9)




منابع

1. كتاب الولايه: 214-216  
2. هم چنين نگاه كنيد به : الغدير جلد1، صفحات270-283، چاپ بيروت 
3. سيره ی ابن هشام جلد2، صفحات373-376
4. طبري تاريخ طبري  وقايع سال11)
5. سيره ی ابن هشام 4 : 307
6. مثلاُ كشته شدن سعد بن عباده در زمان عمر به وسيله ی تير غيب !! سقيفه علامه عسکري : 70  (کشتن سعد بن عباده)  و عقد الفريد سه جلدي 3 : 205 و انساب  الاشراف بلاذري 2 : 272 (موقف سعد بن عباده من بيعه ابي بکر)
7. شرح نهج البلاغه ابن ابي الحديد 6 : 46 . 
8. نقش ائمه در احياي دين علامه عسکري، چاپ جديد 1: 117 – 120 . 
9. نقش ائمه در احياي دين2 :471