«وَ ذَلَّ کُلُّ شَیءٍ لِعِزَّتِهِ، وَاسْتَسْلَمَ کُلُّ شَیءٍ لِقُدْرَتِهِ، وَ خَضَعَ کُلُّ شَی‌ءٍ لِهَیبَتِهِ»


«و در مقابل ارجمندی اش رام و به توانایی‌اش تسلیم و به هیبتش خاضع است.»
ذلیل یعنی رام و مطیع. «کُلُّ شَی‌ءٍ» نسبت به عزّت خدا رام هستند. خدا عزیز است؛ یعنی غیر قابل‌نفوذ است.
«وَذَلَّ کُلُّ شَیءٍ لِعِزَّتِهِ» : «کُلُّ شَی‌ءٍ» نسبت به عزّت خدا ذلول و رام هستند؛ چرا‌که هیچ‌کس نمی‌تواند به ذات خدا و صفات خدا راه پیدا کند.
همه نسبت به عزّت خدا ذلول و رام هستند؛ زیرا خدا ازنظر شناخت و معرفت غیر قابل‌نفوذ است، مگر این‌که خداوند خودش را معرّفی کند.
«وَ اسْتَسْلَمَ کُلُّ شَیءٍ لِقُدْرَتِهِ» : «کُلُّ شَیءٍ» در مقابل قدرت خدا تسلیم هستند و قدرت خدا فراگیر «کُلُّ شَیءٍ» است.
وقتی می‌گوییم «وَ اسْتَسْلَمَ کُلُّ شَیءٍ لِقُدْرَتِهِ» معنایش این است که برای خدا بزرگ و کوچک، بالا و پایین، بلند و کوتاه، غیب و آشکار، معنا ندارد.
قدرت، علم و خلق خدا برای نوترون، کهکشان‌ها و ماسوی‌ الله که خودش اسمش را عرش گذاشته، تفاوت و تغییری ندارد. بنابراین‌همه تسلیم قدرت خدا هستند.
یکی از مظاهر تسلیم این است که همه‌ی موجودات، غیر از موجودات مختار، «طَوعاً وَ کرهاً» اطاعت خدا می‌کنند؛ یعنی تمام موجودات به راهی می‌روند که خدا در تکوین و در هستیِ آن‌ها قرار داده است. خدا امر کرده نوترون وسط باشد و الکترون دور آن باشد. خدا امر کرده الکترون مرتباً دور پروتون و نوترون بچرخد.
خدا امر کرده همیشه ریشه نباتات به‌سوی زمین برود و ساقه نباتات به‌سوی آسمان و نور باشد. همه‌ی این‌ها بدون این‌که بتوانند مخالفت کنند، اطاعت می‌کنند.
«وَ خَضَعَ کُلُّ شَیءٍ لِهَیبَتِهِ»: همه چیز نسبت به هیبت و بزرگی خدا، خاضع و فروتن هستند. در جمله‌ی قبل فرمودند: «تَواضَعَ کُلُّ شَیءٍ لِعَظَمَتِهِ».
خدا یک تواضع دارد و یک هیبت. عظمت، بزرگی است و هیبت این است که موجودات از خدا خوف و خشیت دارند و نسبت به خدا تسلیم‌اند و از قهر خدا ترسان.
عظمت و هیبت، مطلق بزرگی است و موجودات از این‌که مورد قهر الاهی قرار گیرند، ترسانند.


والسّلام عليكم و رحمة الله و بركاتُه