«إلاهٌ واحِدٌ وَ رَبٌّ ماجِدٌ»


«خداوند یگانه و پروردگار بزرگوار است.»
در زبان فارسی «اِلاه» به معنای فرمانده، میراننده، روزی دهنده، هدایت‌کننده، مهربان، بخشنده،... و تمام این صفات است.
اگر بخواهیم «اِلاه» را معنا کنیم، باید کلّ این صفات را معنا کنیم. کسی که دارای این صفات است، استحقاق عبودیّت و معبود شدن را دارد. لذا لازمه‌ی الوهیت، معبودیّت است. در ترجمه‌های فارسی «اِلاه» را معبود معنا می‌کنند؛ درحالی‌که «اِلاه» به معنای معبود نیست. معبود بودن، لازمه‌ی «اَلله» است و نه لازمه‌ی هر الاهی که «اِلاهٌ واحِدٌ» نباشد. هر جا در قرآن کریم و فرمایشات پیامبر اکرم صلی‌الله علیه و آله «واحِدٌ» بکاربرده شده، به معنای «اَحَد» است.
در جنگ جمل، اعرابی از امیرالمؤمنین علیه‌السّلام پرسید: یا علی! «اِلهٌ واحِدٌ» یعنی چه؟ اطرافیان گفتند: جنگ جمل است!
«أَمَا تَری مِن تَقَسُّمِ القَلب؟» : «آیا نمی‌بینی که فکرش چند جاست؟!» حضرت فرمودند: رهایش کنید! ما دعوایمان با این قوم، بر سَر «إلهٌ واحِدٌ» است.
حضرت در بحبوحه‌ی جنگ جمل ایستادند و فرمودند: دو معنا درست، و دو معنا غلط است. آن دو معنایی که درست است، یکی این است که خداوند نظیر ندارد و واژه‌ای که قرآن برای آن انتخاب کرده، «اَحَدٌ» است. دومین معنای صحیح «واحِد» این است که خداوند «اَحَدِیُّ المَعنی» است.
معنای خدا و حقیقت خدا نه در عین (در عالم خارج) و نه در عقل (در فکر انسان) و نه در وهم (در فرض انسان) قابل‌تقسیم نیست.
«اِلهٌ واحِدٌ» یعنی خدای همه کمالِ «اَحَد» و «رَبِّ ماجد» یعنی پروردگار بزرگوار.
«رَبّ» و «رَحمَان» دو اسمِ بزرگ خدا هستند که بقیه‌ی اسم‌ها زیرمجموعه‌ی آن‌ها هستند. در رأس همه‌ی اسم‌های خدا «اَلله» قرار دارد.
﴿ هُوَ اللَّهُ الْخَالِقُ الْبارِئُ الْمُصَوِّرُ لَهُ الْأَسْماءُ الْحُسْنی ﴾(1) : ﴿ او خدایی است آفریننده، هستی بخش، تصویرگر که برای اوست نام های زیباتر. ﴾


والسّلام عليكم و رحمة الله و بركاتُه



منابع:

1) الحشر (59): 24.