«وَ قَدْ ضَمِنَ لی تَبارَک وَ تَعالَی العِصْمَةَ مِنَ النَّاسِ وَ هُوَ اللهُ الکافِی الْکَریمُ»


«و خداوند تبارک و تعالی امنیت از [آزار] مردم را برایم تضمین کرده و البتّه که او بسنده و بخشنده است.»
در این جمله می‌خواهند بفرمایند که خداوند متعال ضمن این‌که به من فرموده ابلاغ رسالت تو و ابلاغ ولایت امیرالمؤمنین علیه‌السّلام مساوی با کلّ رسالت توست، و ضمن این‌که از عذاب خدا می‌ترسم، خدا هم تضمین کرده که اگر این را ابلاغ کنی از آزار مردمان در امان هستی:«اَلعِصْمَةُ مِنَ النّاسِ». خود پیامبر اکرم صلی‌الله علیه و آله هم می‌فرمایند: «وَ هُوَ اللهُ اَلکافِی». خداوند متعال به من وعده داد و ضمانت کرد که مرا از آزار مردم حفظ می‌کند. خدا کفایت‌کننده و بزرگوار است.
سؤال: پیامبر اکرم صلی‌الله علیه و آله از چه ناراحت بودند که خدا این‌گونه تند با ایشان صحبت می‌کند؟ آیا به خاطر حفظ جانشان از مردن می‌ترسیدند و یا از آزار بدنی خودشان می‌ترسیدند؟
پاسخ: خیر. ایشان می‌ترسیدند که کار رسالت تحقق پیدا نکند. اگر مثلاً مردم پای سخنرانی پیامبر اکرم صلی‌الله علیه و آله همهمه می‌کردند و جوّی را ایجاد می‌کردند که  ایشان نمی‌توانستند رسالتشان را ادا کنند، در آن صورت کار تحقق پیدا نمی‌کرد؛ چراکه در جملات دیگر خطابه می‌فرمایند سه بار جبرئیل بر من نازل شد و به خاطر کمی متقین و زیادی منافقین می‌ترسیدم. پس ترسِ رسول خدا صلی‌الله علیه و آله از این نبوده که منافقین ایشان را اذیت کنند و آزار به ایشان برسانند؛ بلکه ترس ایشان از این بوده که کار رسالت تحقق پیدا نکند. خدا هم ضمانت کرد و کار هم به‌خوبی انجام شد. لذا با تمام توطئه‌هایی که داشتند، پیامبر اکرم صلی‌الله علیه و آله توانستند برای 000/130 نفر صحبت کرده و این رسالتشان را ابلاغ کنند و این بیانات نورانی پس از چهارده قرن به ما رسیده است.


والسّلام عليكم و رحمة الله و بركاتُه