مجله الکترونیک 1841

سايت KhetabeGhadir به منظور ايجاد ارتباطي پايدار با اعضاي خود و هم‌چنين فرهنگ‌سازي خطابه‌ي غدير اقدام به انتشار مجله‌اي الکترونيک به نام 1841 نموده است. اين مجله با رويکردي ديني - اجتماعي سعي در ارائه‌ي نکاتي جالب و کاربردي در زمينه‌هاي فوق را دارد که اميد است به لطف خداوند مورد توجه شما عزيزان قرار گيرد.
انتخاب نام 1841 براي اين مجله به دليل مساوي بودن اين عدد با حروف ابجد کلمات خطابه‌ي غدير است.

بازگشت به صفحه اصلي سايت 

Image
 

مجله الکترونیک 1841 شماره 103

 
  • شرح‌مختصر یک‌جمله
  • درسی‌از‌خطابه‌ی‌غدیر
  • پاسخ‌یک‌سوال

شرح‌مختصر یک‌جمله

به نام خداوند همه مِهر مِهر وَرز

فَإنَّ آدَمَ أُهْبِطَ إلَی ‏الْأَرضِ بِخَطيئَةٍ واحِدَةٍ ، وَهُوَ صَفْوَةُ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ ، وَ كَيْفَ بِكُمْ وَأنْتُمْ أنْتُمْ وَ مِنْكُمْ أعْداءُ اللَّهِ

آدم هر آینه به خاطر یک اشتباه هبوط کرد و بر زمین افتاد، در حالتی که او برگزیده‌ی خدا بود. چگونه خواهید بود شما ؟! و حال آن که شما شمایید (معمولی هستید و «صَفوَةُ اللهِ» نیستید) و دشمنان خدا از میان شماست.
او که صَفوَةُ اللهِ بود، در اثر حسادتی که شیطان به او برد، از جنّت خارج شد. شما مواظب باشید که شیطان به خاطر حسادت، شما را از این ولایت بیرون نیاورد و مواظب باشید که حسادت شما را نسبت به علی علیه‌السّلام از جنّت و از حقّ، بیرون نبرد.

در حالی که شما انسان‌های معمولی هستید و دشمنان خدا، هم سنخ شما هستند. این مطلب دو چیز را نشان می‌دهد:
۱ - همیشه شیطان ممکن است بر بشر مسلّط باشد.
۲ - بشر می‌تواند در اثر مراقبت از حالات و موقعیت خود، از حسادت شیطان و از وسوسه‌ی شیطان دور بماند.

والسّلام عليكم و رحمة الله و بركاتُه

درسی‌از‌خطابه‌ی‌غدیر

به نام خداوند همه مِهر مِهر وَرز

امیرالمومنین علیه السلام، وارث تمام علوم نبوی صلی‌الله علیه‌ وآله
تعریف شیعه
چكيده‌ي يكي از اين نكته‌ها و مطلب‌ها تعريف تشيع است؛ اين‌كه تشيع يعني چه و تعريف شيعه كدام است. مي‌گوييم شيعه یعنی كسي كه اعتقاد دارد همه‌ي ائمه‌ي معصومين علیهم السلام، از حضرت اميرالمؤمنين علیه السلام تا امام عصر عجل الله تعالی فرجه، در تمامي ابعاد شخصيت حضرت رسول صلی الله علیه و آله جانشينان ايشان هستند مگر در بعد قانون‌آوري و تشریع.
ملاک  اخلاق در امامت
پيغمبر اكرم صلی الله علیه و آله، حضرت علي ابن ابي‌طالب علیه السلام را به عنوان اميرالمؤمنين و مولا، امام منصوب از جانب خدا و جانشین خود در امت معرفي مي‌كنند. اِنَّهُ اِمامٌ مِنَ اللّهِ وَ خَليفَتي عَلي‏ اُمَّتي. سپس سه گونه ويژگي براي معرفي حضرت اميرالمؤمنين علیه السلام در خطابه‌ شان برمي‌شمرند.
في‌الواقع مي‌خواهند بفرمايند که ملاک‌هاي خلافت و جانشینی، اين صفات و ويژگي‌ها است و آن‌كس كه امام است بايد اين شرايط و خصلت‌ها را داشته باشد.
اولين ويژگي‌ كه پيامبر صلی الله علیه و آله در خطبه‌ي غدير درباره‌ي اميرالمؤمنين علیه السلام بيان مي‌كنند "كمالات فردي و اخلاقي" ايشان است؛
فَهُوَ الَّذي يَهدي اِلَي الْحَقِّ وَ يَعْمَلُ بِه وَ يُزْهِقُ الْباطِلَ وَ يَنْهي عَنْه. يا جاي ديگر كه مي‌فرمايند: اَوَّلُ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ، لَمْ يَسْبِقْهُ اِلَي الْايمانِ بي اَحَدٌ، وَ الَّذي فَدي رَسُولَ ‏اللّهِ بِنَفْسِهِ، وَ الَّذي كانَ مَعَ رَسُولِ اللّهِ. و ايضاً اَوَّلُ النّاسِ صَلاةً وَ اَوَّلُ مَنْ عَبَدَ اللّهَ مَعي.
مانند اينها در خطابه‌ي غدير فراوان است.
پيامبر اکرم صلی الله علیه و آله همه‌جا کمالات خاص و صفات و ويژگي‌هاي اميرالمؤمنين علیه السلام را بيان مي‌کنند. چه ويژگي‌هاي فردي و چه صفات اجتماعي و اخلاقي و آن‌چه شامل آداب معاشرت و خصايل ايشان در کار تبليغ دين است. بيش‌تر جلوه‌ها و ظواهر و خصلت‌هاي ديني را مي‌گويند و آن‌چه را كه به چشم مي‌آيد؛ به‌اصطلاح ويترين‌ها را نمايش مي‌دهند. از اول تا آخر خطابه اين ويژگي‌ها و كمالات آمده است كه جاي بحث دارد.
پيامبر صلی الله علیه و آله حدود دويست صفت از صفات حضرت اميرالمؤمنين علیه السلام را برشمرده‌اند که بعضي‌ها تکراري است و چند باره آمده است:
مَعاشِرَ النّاس، هذا عَليٌّ اَخي وَ وَصيي وَ واعي عِلْمي وَ خَليفَتى فى اُمَّتى عَلى‏ مَنْ آمَنَ بى وَ عَلى‏ تَفْسيرِ كِتابِ اللَّهِ، عَزَّ وَ جَلَّ، وَ الدّاعي اِلَيْهِ وَ الْعامِلُ بِما يَرْضاهُ وَ المُحارِبُ لاَِعْدائهِ وَ الْمُوالي عَلى‏ طاعَتِهِ وَ النّاهي عَنْ مَعْصِيَتِهِ. و جاي ديگر مي‌فرمايند: مَعاشِرَ النّاسِ، تَدَبَّرُوا الْقُرْآنَ وَ افْهَمُوا آياتِهِ وَ انْظُرُوا اِلى مُحْكَماتِهِ وَ لاتَتَّبِعوا مُتَشابِهَهُ، فَوَاللَّهِ لَنْ‌يُبَيِّنَ لَكُمْ زواجِرَهُ وَ لَنْ‌يُوضِحَ لَكُمْ تَفْسيرَهُ إِلاَّ الَّذى اَنَا آخِذٌ بِيَدِهِ وَ مُصْعِدُهُ اِلىَّ وَ شائلٌ بِعَضُدِهِ (وَ رافِعُهُ بِيَدَىَّ) وَ مُعْلِمُكُمْ اَنَّ مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلِىٌ مَوْلاهُ، وَ هُوَ عَلِىُّ ابْنُ اَبى‌طالِبٍ اَخى وَ وَصِيّى، وَ مُوالاتُهُ مِنَ اللَّهِ، عَزَّ وَ جَلَّ، اَنْزَلَها عَلَىَّ.
همه‌ي اينها صفات حضرت اميرالمؤمنين علیه السلام است و پيامبر صلی الله علیه و آله پيوسته اين خصلت‌ها را در خطبه‌شان برمي‌شمرند. به اين کمالات در درس‌هاي بعد اشاره خواهد شد.
إن‌شاءالله ادامه این مطلب در شماره بعد منتشر خواهد شد...

پاسخ‌یک‌سوال

به نام خداوند همه مِهر مِهر وَرز
متن سوال:
سلام می‌خواستم ببینم از نظر اسلام نگاه ما به دنیا باید چگونه باشد؟ ایا زیاد به اخرت فکر کردن طوریکه باعث غم زیاد در دل شود درست است؟
متن پاسخ :
با عرض سلام خدمت شما کاربر گرامی
در کتاب شریف نهج البلاغه در خصوص ویژگی های دنیا و آخرت، عبارت های مناسبی در این مورد وجود دارد. با مراجعه به فهرست موضوعی این کتاب (ترجمه دشتی)، می‌توانید به نکات ارزنده ای دست یابید.
بطور خلاصه باید گفت: از نظر اسلام، ما باید هم به آبادی دنیا و هم به آبادی آخرت خود بیندیشیم و از متاع دنیا برای آخرت خود توشه برگیریم.
یکی از برنامه‌های انبیاء و اولیای خدا هشدار در مورد آخرت بوده است. برداشت ما از این هشدارها، صرفاً غم و اندوه نیست. بلکه حاصل آن مراقبت و پرهیز از گناه، تقوا، توبه و استغفار، استفاده از فرصت‌ها برای عبادات و خودسازی و انجام اعمال صالحه و ... باید باشد تا به رستگاری و نجات منتهی گردد.
به عبارتی مومن باید همواره بین خوف و رجا باشد. در عین این که از عقوبت گناهان و نافرمانی‌های خود هراسان است، برای آخرت نیز به رحمت خداوند امیدوار است و مؤمن همواره این حالت را باید داشته باشد و به همین دلیل است که فکر کردن به مرگ یکی از عبادات مهم است، چراکه انسان را متذکر به روزِ حساب و کتاب می کند. خدانگهدار


  • معرفی‌اماکن‌متبرکه
  • معرفی‌ادعیه
  • معرفی‌اصحاب‌و‌علما

معرفی‌اماکن‌متبرکه

به نام خداوند همه مِهر مِهر وَرز
مزار میثم تمار
در چند صد متری مسجد کوفه در خیابان اصلی کوفه به نجف مزار یکی از یاران نزدیک امیرالمومنین و حسنین علیهم السلام قرار دارد. نام صاحب این قبر "میثم تمار اسدی کوفی" می‌باشد. این قبر مطهر پیوسته زیارت گاه شیعیان و عارفان بوده است. این مزار در جنوب غربی مسجد کوفه در مسیر از سمت چپ به نجف اشرف از سمت راست بازگشت از نجف به سمت کوفه می‌باشد. میثم را از اصحاب سه امام نخستین ما برشمرده‌اند.
اما شهرت او بیشتر به سبب شاگردی امیرالمومنین علی علیه السلام بوده است. میثم بسیار دوستدار اهل بیت پیامبر علیهم السلام بود. آنان نیز به او توجه خاصی داشتند. به گفتهٔ ام سلمه، همسر پیامبر، پیامبر بارها از میثم به نیکی یاد کرده و درباره او به امام علی علیه السلام سفارش کرده‌اند. میثم دانش بسیار و اسرار فراوانی را از امام و مولایش امیرالمومنین علیه السلام فراگرفت و امام او را از امور غیبی آگاه فرمودند.
گفته می‌شود که میثم تمار پیشگویی مرگ معاویه لعنت الله علیه، آزادی مختار از زندان، شهادت امام حسین علیه السلام و نحوه‌ی شهادت خود را از قول امیرالمومنین علیه السلام بیان نموده است. میثم بر اساس پیشگویی خود به همان نحو بر فراز درخت خرمایی که امیرالمومنین علیه السلام به او وعده داده بودند، بر دار شد.
به دستور عبیدالله بن زیاد لعنت الله علیه پس از شهادت ميثم، اجازه نداد که جنازه ی میثم برای دفن پایین آورده شود.
اما هفت نفر از صنف خرما فروشان کوفه تصميم گرفتند جنازه ميثم را دفن کنند. شب هنگام عده‌ای از آنان پاسبان‌ها را مشغول کردند و عده اي ديگر جنازه را ربودند و در کنار نهر آبي در ميان قبيله مراد که جزو قبایل صاحب مسجد کوفه بودند، دفن کردند (کلینی جلد دوم/ رجال کشی صفحه ۸۲).
تا قبل از قرن چهارم هجری قمری، این مزار تنها به صورت حرم کوچکی موجود بود. در قرن چهارم هجری قمری عضدالدوله دیلمی بعد از ساخت حرم نجف دستور داد تا گنبدی بر فراز قبر میثم تمار بنا کنند. این گنبد تا قرن سیزدهم هجری قمری پابرجا بود. در آن زمان شیخ ملا علی فرزند میرزا خلیل نجفی آل خلیلی این عمارت را دوباره باز سازی و احیا کرد.
صد سال بعد سید عطاءالله رومی که از مجتهدین به نام نجف بود این بنا را بزرگ کرده و حرم و گنبد برایش ساخت و در کنار آن ها صحنی نیز بنا کرد.
در سال ۱۳۸۲ حاج محمد رشاد تمام عمارت را خراب کرد و حرم با شکوه و زیبایی برای میثم تمار ساخت. این حرم گنبدی به رنگ آبی دارد که توسط عباس ناجی نجفی برافراشته شده است.
در میانه‌ی حرم، ضریح کوچکی قرار دارد که بر روی سکو و سنگ بزرگ قبر نامِ "میثم تمار" به عنوان "مصاحب امیرالمومنین علیه السلام" نگاشته شده است .
در صحن، نخل‌ها و درختانی قرار دارد که سال‌ها توسط آب چاهی که در آنجا قرار داشت آبیاری می‌شد ولی امروزه آبیاری این درختان توسط حاج رووف بن ملا حمید کرخی از منبع آب کوفه تامین می‌شود (دایره المعارف تشیع- جلد یک – صفحه ۱۱۲).

معرفی‌ادعیه

به نام خداوند همه مِهر مِهر وَرز
دعای ابوحمزه ثمالی
ابوحمزه ثمالی از اصحاب امام سجاد علیه السلام نقل می‌کند که آن امام در ماه رمضان در بیشتر اوقات شب نماز می‌خواندند و آن گاه که هنگام سحر می‌شد چنین دعا می‌کردند:
(در ادامه به گزیده ای از این دعا ، معروف به دعای ابوحمزه اشاره می کنیم )
إِلَهِي لا تُؤَدِّبْنِي بِعُقُوبَتِكَ وَ لا تَمْكُرْ بِي فِي حِيلَتِكَ مِنْ أَيْنَ لِيَ الْخَيْرُ يَا رَبِّ وَ لا يُوجَدُ إِلّا مِنْ عِنْدِكَ وَ مِنْ أَيْنَ لِيَ النَّجَاةُ وَ لا تُسْتَطَاعُ إِلّا بِكَ...
خدايا مرا به كيفرت ادب منما و با نقشه ات با من نيرنگ مكن، پروردگارا از كجا برايم خيرى هست، درحالی كه جز نزد تو يافت نمى‌شود، و از كجا برايم نجاتى است، درحالیكه جز به تو فراهم نمیگردد، ...
بِكَ عَرَفْتُكَ وَ أَنْتَ دَلَلْتَنِي عَلَيْكَ وَ دَعَوْتَنِي إِلَيْكَ وَ لَوْ لا أَنْتَ لَمْ أَدْرِ مَا أَنْتَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَدْعُوهُ فَيُجِيبُنِي وَ إِنْ كُنْتُ بَطِيئاً حِينَ يَدْعُونِي وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَسْأَلُهُ فَيُعْطِينِي وَ إِنْ كُنْتُ بَخِيلاً حِينَ يَسْتَقْرِضُنِي
تو را به تو شناختم و تو مرا بر هستى خود راهنمايى فرمودى، و به سوى خود خواندى، و اگر راهنمايى تو نبود، من نميدانستم تو كه هستى؟، سپاس خداى را كه می‌خوانمش و او جوابم را می‌دهد، گرچه سستی مى‌كنم گاهى كه او مرا مى‌خواند، و سپاس خداى را كه از او درخواست مى‌كنم و او به من عطا مى‌نمايد، گرچه بخل می ورزم هنگامى كه از من قرض بخواهد...
اللَّهُمَّ إِنِّي أَجِدُ سُبُلَ الْمَطَالِبِ إِلَيْكَ مُشْرَعَةً وَ مَنَاهِلَ الرَّجَاءِ إِلَيْكَ [لَدَيْكَ ] مُتْرَعَةً وَ الاسْتِعَانَةَ بِفَضْلِكَ لِمَنْ أَمَّلَكَ مُبَاحَةً وَ أَبْوَابَ الدُّعَاءِ إِلَيْكَ لِلصَّارِخِينَ مَفْتُوحَةً ...
خدايا راه هاى درخواست حاجت هايم را به جانب تو باز مى‌يابم، و آبشخورهاى اميد را نزد تو پر می‌بينم، و يارى خواستن از فضل براى آن كه تو را آرزو كرد بی مانع مى‌بينم، و درهاى دعا را براى فرياد كنندگان گشوده مى نگرم...
فَإِنْ عَفَوْتَ فَخَيْرُ رَاحِمٍ وَ إِنْ عَذَّبْتَ فَغَيْرُ ظَالِمٍ حُجَّتِي يَا اللَّهُ فِي جُرْأَتِي عَلَى مَسْأَلَتِكَ مَعَ إِتْيَانِي مَا تَكْرَهُ جُودُكَ وَ كَرَمُكَ وَ عُدَّتِي فِي شِدَّتِي مَعَ قِلَّةِ حَيَائِي رَأْفَتُكَ وَ رَحْمَتُكَ وَ قَدْ رَجَوْتُ أَنْ لا تَخِيبَ بَيْنَ ذَيْنِ وَ ذَيْنِ مُنْيَتِي فَحَقِّقْ رَجَائِي وَ اسْمَعْ دُعَائِي ....
پس اگر از من درگذرى بهترين رحم كننده‌اى، و اگر عذاب كنى ستم نكرده‌اى، خدايا حجّت من در گستاخى بر درخواست از تو، با ارتكاب آنچه از آن كراهت دارى جود و كرم توست، و ذخيره‌ام در سختي‌ها با كمى حيا همانا رأفت و رحمت توست، و اميدم بر ان است كه بين حجّت و ذخيره ام آرزويم را نوميد نكنى، پس اميدم را تحقق بخش، و دعايم را بشنو...
أَنَا يَا سَيِّدِي عَائِذٌ بِفَضْلِكَ هَارِبٌ مِنْكَ إِلَيْكَ مُتَنَجِّزٌ مَا وَعَدْتَ مِنَ الصَّفْحِ عَمَّنْ أَحْسَنَ بِكَ ظَنّاً وَ مَا أَنَا يَا رَبِّ وَ مَا خَطَرِي هَبْنِي بِفَضْلِكَ وَ تَصَدَّقْ عَلَيَّ بِعَفْوِكَ ...
من اى آقايم پناهنده به فضل توام، گريزان از تو به سوى توام، خواستار تحقق چيزى هستم كه وعده كردى، و آن گذشت تو از كسی كه گمانش را به تو نيكو كرده، چه هستم من اى پروردگارم، و اهميت من چيست؟ به فضلت مرا ببخش، و به گذشتت بر من صدقه بخش ...
اللَّهُمَّ اشْغَلْنَا بِذِكْرِكَ وَ أَعِذْنَا مِنْ سَخَطِكَ وَ أَجِرْنَا مِنْ عَذَابِكَ وَ ارْزُقْنَا مِنْ مَوَاهِبِكَ وَ أَنْعِمْ عَلَيْنَا مِنْ فَضْلِكَ وَ ارْزُقْنَا حَجَّ بَيْتِكَ وَ زِيَارَةَ قَبْرِ نَبِيِّكَ صَلَوَاتُكَ وَ رَحْمَتُكَ وَ مَغْفِرَتُكَ وَ رِضْوَانُكَ عَلَيْهِ وَ عَلَى أَهْلِ بَيْتِهِ إِنَّكَ قَرِيبٌ مُجِيبٌ ...
بار خدایا، ما را به ذكرت مشغول كن، و از خشمت پناه ده، و از عذابت نجات بخش، و از مواهبت روزى كن، و از فضلت بر ما انعام فرما، و زيارت خانه ات، و زيارت مرقد پيامبرت را روزى ما كن، صلوات و رحمت و مغفرت و رضوانت بر پيامبر و خاندانش، تو نزديك و جواب دهنده هستى،...
اللَّهُمَّ تُبْ عَلَيَّ حَتَّى لا أَعْصِيَكَ وَ أَلْهِمْنِي الْخَيْرَ وَ الْعَمَلَ بِهِ وَ خَشْيَتَكَ بِاللَّيْلِ وَ النَّهَارِ مَا أَبْقَيْتَنِي يَا رَبَّ الْعَالَمِينَ...
خدايا به من روى آور تا نافرمانی‌ات نكنم، و خير و عمل به آن وحشت از خويش را در شب و روز، تا گاهى كه زنده ام می دارى اى پروردگار جهانيان به من الهام فرما...
إِلَهِي أَنْتَ الَّذِي تُفِيضُ سَيْبَكَ عَلَى مَنْ لا يَسْأَلُكَ وَ عَلَى الْجَاحِدِينَ بِرُبُوبِيَّتِكَ فَكَيْفَ سَيِّدِي بِمَنْ سَأَلَكَ وَ أَيْقَنَ أَنَّ الْخَلْقَ لَكَ وَ الْأَمْرَ إِلَيْكَ تَبَارَكْتَ وَ تَعَالَيْتَ يَا رَبَّ الْعَالَمِينَ سَيِّدِي عَبْدُكَ بِبَابِكَ أَقَامَتْهُ الْخَصَاصَةُ بَيْنَ يَدَيْكَ يَقْرَعُ بَابَ إِحْسَانِكَ بِدُعَائِهِ فَلا تُعْرِضْ بِوَجْهِكَ الْكَرِيمِ عَنِّي وَ اقْبَلْ مِنِّي مَا أَقُولُ فَقَدْ دَعَوْتُ  بِهَذَا الدُّعَاءِ وَ أَنَا أَرْجُو أَنْ لا تَرُدَّنِي مَعْرِفَةً مِنِّي بِرَأْفَتِكَ وَ رَحْمَتِكَ ...
خدايا تويى كه عطايت را پی در پى فرو می ريزى، بر كسى كه از تو درخواست نمی كند، و بر آنان كه منكر پروردگاريت هستند، چه رسد آقاى من بر كسی كه از تو خواهش كرده و يقين نمود كه آفرينش از تو و فرمان تنها به دست توست، منزّه و والايى اى پروردگار جهانيان، اى آقاى من بنده ات به درگاه توست، تنگدستى او را پيش رويت قرار داده با دعايش در خانه احسانت را مى كوبد، پس روى كريمانه‌ات را از من برمگردان، و آنچه می گويم از من بپذير، من تو را به اين دعا خواندم، اميد دارم كه به خاطر معرفتم به رأفت و مهرت مرا باز نگردانى ...
اللَّهُمَّ إِنَّكَ أَنْزَلْتَ فِي كِتَابِكَ أَنْ نَعْفُوَ عَمَّنْ ظَلَمَنَا وَ قَدْ ظَلَمْنَا أَنْفُسَنَا فَاعْفُ عَنَّا فَإِنَّكَ أَوْلَى بِذَلِكَ مِنَّا وَ أَمَرْتَنَا أَنْ لا نَرُدَّ سَائِلاً عَنْ أَبْوَابِنَا وَ قَدْ جِئْتُكَ سَائِلا فَلا تَرُدَّنِي إِلّا بِقَضَاءِ حَاجَتِي وَ أَمَرْتَنَا بِالْإِحْسَانِ إِلَى مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُنَا وَ نَحْنُ أَرِقَّاؤُكَ فَأَعْتِقْ رِقَابَنَا مِنَ النَّارِ
خدايا تو خود در قرآن فرمودى كه از كسی كه به ما ستم روا داشته گذشت كنيم، و ما بر خود ستم ورزيديم، پس از ما درگذر، كه حضرتت به گذشت از ما، شايسته تر از ماست، و هم فرمان دادى كه فقيرى را دست خالى از در خانه هايمان نرانيم، و من اكنون به گدايى از تو به درگاهت آمدم، پس مرا جز با روا شدن حاجتم باز نگردان و نيز به نيكى درباره بردگانمان امر فرمودى، و هم اينك ما بردگان توييم، پس ما را از آتش دوزخ برهان،
يَا مَفْزَعِي عِنْدَ كُرْبَتِي وَ يَا غَوْثِي عِنْدَ شِدَّتِي إِلَيْكَ فَزِعْتُ وَ بِكَ اسْتَغَثْتُ وَ لُذْتُ لا أَلُوذُ بِسِوَاكَ وَ لا أَطْلُبُ الْفَرَجَ إِلّا مِنْكَ فَأَغِثْنِي وَ فَرِّجْ عَنِّي يَا مَنْ يَفُكُّ الْأَسِيرَ وَ يَعْفُو عَنِ الْكَثِيرِ اقْبَلْ مِنِّي الْيَسِيرَ وَ اعْفُ عَنِّي الْكَثِيرَ إِنَّكَ أَنْتَ الرَّحِيمُ الْغَفُورُ
اى پناهگاهم به وقت غم و اندوه، اى فريادرس به هنگام سختى، به تو پناه آوردم، و از تو فريادرسى خواستم، و جز به تو پناه نمی‌آورم و جز از تو درخواست گشايش نمی‌كنم، پس به فريادم رس و گشايشى در كارم قرار ده، اى كه اسير را آزاد می‌كنى، و از گناه فراوان می‌گذرى، از من عمل اندك را بپذير، و از گناه بسيارم درگذر، همانا تو مهربان و آمرزنده
اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ إِيمَانا تُبَاشِرُ بِهِ قَلْبِي وَ يَقِينا  حَتَّى أَعْلَمَ أَنَّهُ لَنْ يُصِيبَنِي إِلّا مَا كَتَبْتَ لِي وَ رَضِّنِي مِنَ الْعَيْشِ بِمَا قَسَمْتَ لِي يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ.
خدايا ايمانى از تو می‌خواهم كه دلم با آن همراه شود و باور صادقانه‌اى كه بدانم هرگز چيزى به من نمی‌رسد، مگر آنچه كه تو برايم ثبت كردی و مرا از زندگى به آنچه كه نصيبم فرمودى خشنود بدار، اى مهربان ترين مهربانان.

معرفی‌اصحاب‌و‌علما

به نام خداوند همه مِهر مِهر وَرز
عبدالله بن مسعود
پس از شهادت پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم، غاصبین حکومت، حق امیرالمومنین علیه السلام را غصب نمودند،عده کمی از اصحاب همراه حضرت باقی ماندند.
آنان که  دوازده نفر بودند، هنگامی که خلیفه‌ی اول بر مسند حکومت نشست، می خواستند بر او بشورند و او را از منبر رسول خدا صلی الله علیه و آله پایین بکشند ولی نخست از امیرالمومنین علیه السلام کسب اجازه کردند.
امیرمؤمنان علیه السلام آنان را از این کار برحذر داشته و فرمودند: «کار شما به جنگ و درگیری و نزاع می‌انجامد؛ زیرا اینان به خدا دروغ بستند و سخن پیامبرشان را زیر پا گذاشتند. سینه‌های اینان پر از کینه توزی است و دشمنی خاندان پیامبر را در سینه می‌پرورانند و خون‌های جاهلیت را می‌طلبند. به خدا سوگند، اگر به این کار دست بزنید با شمشیرهای آخته آماده‌ی پیکار با شما خواهند بود و با آشوب و هرج و مرج، دستاوردهای پیامبر صلی الله علیه و اله را از میان خواهند برد.»
این دوازده نفر قبول کرده و تصمیم گرفتند در روز جمعه با خلیفه‌ی اول صحبت کرده و هرکس با زبان خود به او یادآور شود که جانشینیِ بعد از پیامبر، حق امیرالمومنین علیه السلام است. "ابن مسعود" که یکی از آن دوازده تن بود در برابر ابوبکر چنین سخن گفت:
«شما و نیاکانتان خوب می‌دانید که اهل بیت پیامبرتان از شما به پیامبر نزدیک ترند و اگر این خلافت و زمامداری را با حساب خویشاوندی و نزدیکی به پیامبر می‌دانید و می‌گویید که پیشینیه‌ی شما در اسلام بیشتر است، پس بدانید که اهل بیت پیامبرتان به آن حضرت از شما نزدیک ترند و نیز در اسلام پیشینه دارتر و پیش گام ترند و علی بن ابی طالب علیه السلام، پس از پیامبرتان، صاحب این امر(خلافت) است.
پس آن چه که خداوند برایش قرار داده به او باز گردانید و به زمان جاهلیت باز نگردید.» (بحار الانوار- علامه مجلسی- جلد ۲۸). عبدالله بن مسعود بن غافل معروف به ابن مسعود از قبیله‌ی بنی هذیل بود. پیش از اسلام به شغل چوپانی مشغول بود و جزو شش نفر اولی است که اسلام آوردند. او نخستین کسی بود که پس از کسب اجازه از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم قرآن را با صدای بلند برای قریش و کفار تلاوت کرد.
بقیه‌ی مسلمانان می‌ترسیدند که کفار به خاطر نداشتن قبیله‌ی قوی به او آسیب برسانند ولی او با شجاعت به میان کفار رفته و آیات قرآن را برای ایشان تلاوت کرد.
او دوبار به حبشه و یک بار به مدینه هجرت نمود و در جنگ های صدر اسلام شرکت داشت. ابوجهل در جنگ بدر توسط "ابن مسعود" به هلاکت رسید (ابن هشام – جلد یک).
"عبدالله بن مسعود" پس از شهادت پیامبر صلی الله علیه و آله هیچ گاه با ابوبکر بیعت ننمود ولی در زمان خلیفه‌ی دوم با اقتدا به امیرالمومنین علیه السلام از درگیری کناره گرفت و به ظاهر با قبول خلافت او به تدریس قرآن در دمشق و مدائن مشغول شد. خلیفه‌ی دوم نیز به علت صحابه بودن او به ابن مسعود احترام می‌گذاشت و حتی او را به همراه عمار برای نظارت بر بیت المال و قضاوت به کوفه فرستاد.
اما در زمان خلیفه‌ی سوم ابن مسعود مخالفت خود را با خلیفه علنی کرد تا جایی که به خاطر ولید بن عقبه با خلیفه‌ی سوم درگیر شد و او را از مسجد بیرون راندند. امیرالمومنین علی علیه السلام بعد از این توهین، "ابن مسعود" را به خانه‌ی خود بردند و در منزل از او پرستاری و دلجویی کردند. او یکی از مومنینی بود که طبق پیش بینی رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم بر پیکر ابوذر در ربذه نماز خواند و او را به خاک سپرد (ابن هشام- جلد دوم).
خلیفه‌ی سوم تا سه سال "ابن مسعود" را در مدینه در حصر قرار داد و اجازه‌ی خروج از شهر را به او نداد. امروزه بیش از ۸۴۸ حدیث در کتب شیعی و سنی از ابن مسعود باقی مانده است و او همواره به عنوان یکی از بزرگان صحابه مورد احترام شیعیان و اهل تسنن می باشد .
با این که برخی از علمای شیعه رابطه ی دوستانه ی او با خلفا را نکوهش کردند ولی با توجه به روایات امامیه "ابن مسعود" در تایید فضایل اهل بیت علیهم السلام و اثبات امامت ۱۲ امام و نیز توجه خاص امیرالمومنین و امامان پس از ایشان علیهم السلام اجمعین می شود فهمید که او از شیعیان ایشان بوده است (اختیار- شیخ طوسی- صفحه ۳۸).
"ابن مسعود" سرانجام در سال ۳۲ هجری قمری پیش از قتل خلیفه‌ی سوم در مدینه وفات یافت و در بقیع به خاک سپرده شد.


  • حکایتی‌از‌بحار‌الانوار
  • معرفی‌دشمنان‌اهل‌بیت‌علیهم‌السلام
  • مسابقات‌آنلاین‌

حکایتی‌از‌بحار‌الانوار

به نام خداوند همه مِهر مِهر وَرز
کمک به برادر مؤمن
"صدقه‌ی حلوانی" از دوستان و ارادتمندان امام صادق علیه السلام بود. روزی در مکه مشغول طواف خانه‌ی خدا بود. یک دور از طواف خود را گذرانده بود که یکی از مسلمانان به کنارش آمد و هنگام طواف از او دو دینار قرض خواست. حلوانی آن شخص را خوب می شناخت و می دانست که فردی عیالوار و نیازمند است.
پس به او گفت: « بنشین و کمی صبر کن تا طواف من به پایان برسد. بعد از تمام شدن طواف به خدمت شما می رسم و این پول را به شما خواهم داد.»
مرد بسیارخوشحال شد و به کناری رفت و ایستاد. حلوانی ششمین دور طواف خود را شروع کرده بود که که ناگاه متوجه شد امام صادق علیه السلام در کنارشان ایستاده و طواف خود را شروع کردند. امام که او را شناخته بودند. با محبت دست مبارکشان را روی شانه ی او گذاشتند.
حلوانی از شوق همراهی امام سر از پا نمی شناخت. با این که هفتمین دور طوافش به پایان رسید ولی دلش نیامد که شانه‌اش را از زیر دست امام صادق علیه السلام کنار بکشد و به طواف به همراه امام صادق علیه السلام ادامه داد.
آن شخص که منتظر حلوانی بود امام را نمی شناخت. پس به خیال آن که حلوانی وعده اش را فراموش کرده جلو آمد و با دست به او اشاره نمود.
امام صادق علیه السلام متوجه مرد شدند و از حلوانی سوال نمودند: «برای چه این شخص به تو اشاره می کند؟»
حلوانی پاسخ داد: «فدایتان شوم، این مرد منتظر است طواف من تمام شود تا برای موضوعی نزد او بروم، ولی هنگامی که شما دست بر شانه‌ام گذاشتید، نخواستم بعد از پایان طواف خود از طواف خارج شوم و شما را تنها بگذارم.»
حضرت فرمودند: «طواف را رها کن و با من نیز کاری نداشته باش و به کار او رسیدگی کن.»
حلوانی از طواف خارج شد و به طرف مرد رفت. دو دینار را به او قرض داد و مطمئن شد که حاجتش برآورده شده است.
فردای آن روز به محضر امام صادق علیه السلام رفت. امام را دید که در جمع شاگردان و اصحابشان نشسته‌اند و برای ایشان صحبت می‌کنند. هنگامی که چشم امام به حلوانی افتاد سخنشان را قطع کرده و فرمودند: «هرگاه برای برآوردن حاجت یکی از برادران مومن خود حرکت کنم، برای من بهتر است که هزار برده را آزاد سازم و یا هزاران اسب زین کرده و افسار زده را در راه خدا روانه‌ی جهاد بر علیه کفر نمایم.»
پی نوشت: علامه مجلسی- بحار الأنوار (ط - بيروت)، جلد‏۷۱

معرفی‌دشمنان‌اهل‌بیت‌علیهم‌السلام

ولید بن عبدالملک بن مروان بن حکم
مروان بن حکم پنجمین خلیفه‌ی اموی و دومین خلیفه مروانی بود. او در دوران حکومت خویش دو پسرش عبدالملک و عبدالعزیز را به ترتیب جانشین خود قرار داد.
دو پسر در زمان حکومت پدر با هم به رقابت پرداختند. عبدالعزیز پسر کوچک تر، ولایت عهدی خود را در ازای حکومت مصر به ولید برادرزاده ی خود واگذار کرد. مادر ولید، ولاده دختر عبان بن جزء حارث بود. ولید در سال ۵۲ هجری قمری در خانه ی عبدالملک در محله‌ی  بنی حدیله ی شهر مدینه به دنیا آمد.
در دوران حکومت پدر، ولید امیر الحاج بود و سرانجام در پانزدهم یا دهم شوال سال ۸۶ هجری قمری با مرگ پدرش عبدالملک بن مروان به حکومت رسید و ششمین خلیفه ی اموی نام گرفت. ولید در همان روز از مردم برای خود بیعت گرفت، او  بر منبر مسجد دمشق رفت و مردم را تهدید نمود. پس از آن خبر مرگ پدر را به حجاج بن یوسف ثقفی داد تا بر مردم اعلام نماید. ولید در سال ۸۷ هشام بن اسماعیل مخزومی را از ولایت مدینه عزل کرد و دستور داد مردم مدینه به او توهین کنند.  بر خلاف تصور ولید و حتی خود هشام، امام سجاد علیه السّلام فرزندان و خویشانش را از هر گونه تعرض به هشام منع کردند (الطبقات الکبری- ابن سعد- جلد پنجم).
بیشتر خلافت ولید به لشکرکشی های فراوان گذشت. او علاقه‌ی زیادی به ساختن عمارت و معماری‌های زیبا داشت. در سال ۸۷ هجری قمری تصمیم گرفت در محل کلیسای یوحنا مسجد جامع دمشق را بسازد. همان زمان  تصمیم گرفت مسجد النبی صلّی الله علیه و آله را باز سازی کند.
او ثروت هنگفتی را صرف ساخت و ساز مسجد الحرام و بازسازی مسجد النبی کرد. در سال نود و یک هجری قمری برای بررسی ساخت و سازها عازم حج شد . ولید به عنوان خلیفه وارد مدینه شد و به مردم هدایایی داد ولی در هنگامی که خواست به عنوان خلیفه نماز جمعه بخواند بر خلاف سنت، خطبه را نشسته خواند و بر خلاف معمول خطبه را بدون حمد و ثنای خداوند خواند (تاریخ یعقوبی- جلد اول).
هنگامی که به دمشق برگشت، خواست کلسیای یوحنا و بقایای آن را تخریب کند تا مسجد رویایی دمشق را تکمیل کند. از این رو از مسیحیان خواست در مقابل ثروت فراوانی کلسیا را به او ببخشند و چون آنان نپذیرفتند ولید خود به شخصه جلو رفته و با پتکی در دست شروع به تخریب دیوارهای کلیسا کرد و پس از آن کارگران را به تخریب آن تشویق نمود و به این ترتیب کلیسا را تخریب و به مسجد افزودند.
همچنین به دستور ولید ستون های کلیسای با شکوه مریم در انطاکیه را کنده و از راه دریا به دمشق فرستادند و در مسجد دمشق از آن استفاده کردند ( فتوح البلدان – احمد بن یحیی بلاذری- جلد اول). ولید که حاکمی ظالم و بی خرد بود کشتن گنه کاران را بدعت نهاد و نخستین کسی بود که مردم را تنها با بهتان و گمان می کشت.
او نخستین کسی بود که خوراک دادن در مساجد در ماه رمضان را باب کرد. ولید که علاقه‌ی ویژه‌ای به حجاج بن یوسف داشت همچون او در خون ریزی و ظلم بی باک بود. به دستور ولید بن عبدالملک بن مروان حکم به امام سجاد علیه السّلام در مدینه سم خوراندند (اصول کافی- کلینی- جلد یکم) و ایشان را به شهادت رساندند.
ولید در حالی که همسران بسیار و نوزده پسر داشت در سال ۹۶ هجری قمری در سن ۴۴ سالگی در حالی که جز چند موی سفید در سر و صورت نداشت مرگ به سراغش آمد و در دمشق مدفون گشت.

مسابقات‌آنلاین‌

به نام خداوند همه مِهر مِهر وَرز
مسابقات آنلاین مجلات ۱۸۴۱
با عرض سلام خدمت شما کاربران گرامی
سایت خطابه‌ی غدیر اقدام به برگزاری یک‌سری مسابقات از محتوای مطالبی که تا کنون در قالب مجله‌ی الکترونیک ۱۸۴۱ منتشر گشته به صورت مجازی و آنلاین نموده است.
شما همراه غدیری جهت شرکت در این مسابقات باید آیین‌نامه را به دقت مطالعه و سپس اقدام به شرکت در آن نمایید.
آیین نامه
۱. برای شرکت در مسابقه،‌ حتماً باید با نام کاربری خویش وارد سایت شوید. در صورتی که تاکنون در سایت ثبت‌نام نکرده‌اید،‌ می‌توانید از این‌جا ثبت‌نام نمایید.
۲. در صورتی که قصد شرکت در مسابقه را دارید، بررسی نمایید که حتماً آدرس ایمیلی که در زمان ثبت‌نام وارد کرده‌اید، صحیح باشد. ارتباط ما با برندگان فقط از طریق آدرس ایمیل خواهد بود.
۳. هر کاربر با نام کاربری خویش فقط ۳ مرتبه ‌می‌تواند در مسابقه هر شماره از مجله ۱۸۴۱ شرکت نماید.
۴. از بین افرادی که موفق به کسب امتیاز در مسابقه شوند، به قید قرعه به دو نفر هدایایی که تقدیم خواهد شد.
۵. هر مسابقه از چهل سوال چهار گزینه‌ای تشکیل شده است که آدرس پاسخ تعدادی ازآن سوالات! روبروی آن قید شده است. به طور مثال:
کتاب الغدیر اثر کیست؟ (مجله شماره ؟؟؟- بخش معرفی کتاب)
۶. جهت تسهیل دسترسی شما مخاطبین گرامی به محتوای مجلات ۱۸۴۱ نیز دو نوع آرشیو آماده شده است. یک آرشیو بر اساس شماره مجلات ۱۸۴۱ و یک آرشیو هم بر اساس موضوع عناوین مجله تهیه شده است که لینک دسترسی به آن‌ها در همین صفحه قرار دارد.
7. توجه به این نکته بسیار مهم است که نرم‌افزار، امتیاز آخرین آزمون شما را محاسبه می‌کند،‌ لذا اگر در مرتبه‌ی اول امتیاز لازم را کسب نمودید، دیگر مبادرت به شرکت مجدد ننمایید، زیرا در صورتی که امتیاز کمتری بدست آورید، همان محاسبه خواهد شد.
8. برای قبولی در آزمون باید نمره‌ی کل 38 باشد!

آرشیو مجلات الکترونیک ۱۸۴۱ آرشیو موضوعی مجلات ۱۸۴۱
ورود به مسابقه آنلاین اسامی برندگان مسابقات پیشین