به نام خداوند همه مِهر مِهر وَرز


شعر بربال نور

امشب حدیث عشق خود را فاش می گویم، تا آسمان پولک نشان، چشمک زنان، بر قدسیان، بارانی از عطر شقایق‌ها بریزد.
می گویم امشب، نیمه شعبان، یک تکه از انواریزدان، یک گوشه از عرش الهی، فرش زمین را مهبط نور خدا کرد. تند، حدیث شوق ما شد؛
برقی جهید و آذرخشی، بوم ما را از سپیدی روز روشن کرد.
از شادیش خندید شبنم؛  یاس سپید باغ ما – زهرا سلام الله علیها –
این بار از زیبا گل نرگس، گل پاکی، گل شادی، گل سرشار از عطر حقیقت، هدیه ای می خواست.
نوید شادمانی، بانگ آزادی، خروش عدل، گلبانگ رهایی را طلب می کرد.
و نرگس – این گل پاکی – پذیراشد.
و عالم چشم برنرگس، پر از عشق و تمنا شد.
بلورین یادگار فاطمه، از دامن نرگس، جهانی را گلستان کرد:
بگو با آنکه می گوید به یک گل کی بهار آید
گل نرگس، جهانی را گلستان می کند امشب
درخزان زندگی، مقدم سبز بهاران تو را، لاله افشان، نقل پاشان کرده ایم،
ای مسافر، ای غریب، ای آفتاب! کوچه های شام غیبت ،غارهای فصل حیرت گشته است.
جان خفته در ورای قرن ها،
بی خبر، صد مُهر غفلت خورده است.
دست های خالی نسل فراق،
پشت درها همچنان وامانده است.
دستبند بندگی بر دستهاست:
مرگ تدریجی به ما افتاده است.
آنک ای آموزگار صبر و عشق، درپگاه روزی از این روزها
پرده را یک سوبزن؛ روح ها افسردهاست:
آرمان ها مرده است.
تک سوار دشت بیداری، بیاآفتاب صبح پیروزی بیا

شعر روزگار وصل

خوشا آن روزگار وصل ؛ خوشا آن لحظه موعود؛
خوشا آن قامت رعنای ایمان ترجمان وحی.
کنار کعبه – خانه توحید – بیت رب؛
خوشا هنگام گردش گِرد کعبه، همگام تو بودن؛
مقام و رکن و حجر و باب را دیدن؛
به گردت گشتن و باکعبه بودن؛
و دیدن پرچم پیروزی مهدی عجل الله و تعالی فرجه را.
   سوار دشت پاکی را؛ -
حقیقت را مجسم در کنار کعبه با بانگ خدا دیدن –
ای آنکه ز دیده غایبی، در دل ما نشسته ای
حسن تو جلوه می کند، وین همه پرده بسته ای
خوشا از او شنیدن؛
چَمیدن درکنار او؛ لوای او و یک دنیا درستی را و پاکی را،
چشیدن قطره قطره از زبان او.
ای نهان گشته درآفاق؛ بیا
چشم عالم به تو مشتاق، بیا
کز دم گرم تو و فیض حضور
عالم تیره شود آیت نور
ای جمال ملکوتی به درآی
یوسف مصر، به سوی پدر آی
قاصدکی عاشق، پیام شادمانی را از دیار شعبان آورده است که:
" مولود محبوب" به سرای ما رسیده است؛
آن تک سوار آینه رویش؛
آن شهسوار قافله ایمان؛
آن آبی زلال محبت؛
آن شاهکار جاودانه خلقت،
آن سبز سبز از دیار ملایک،
آن کهکشان شیری فطرت.
آن یوسف دیار غریبان زندگی؛
آن چشمه چشمه نور؛
آن خوشه خوشه عشق...
" خوبی و از سلاله پاک سپیده ای
از باغ پر لطافت گل ها رسیده ای
خورشید پر حرارتی در آسمان عشق
در دیدگان عاشق من آرمیده ای
باران خوب رحمتی بردشت سینه ام
سرسبزی هماره صحرای دیده ای
خون پر از نجابت عشقی که بی امان
در کوچه های ساکت قلبم دویده ای
آهوی پر کرشمه دشت اصالتی
در دشت بیکرانه قلبم چمیده ای ....

شعر آرزو

هزار سپیدار در بوستان قلب ما، ترا صدا می زنند؛
و هزار پرنده در آسمان اشتیاق ما به کاشانه تو کوچ می کنند؛
لحظه ای به تبار تو چشم می دوزم؛
از آدم تا خاتم، چشم به راه تو بوده اند،
از اولین امام تا یازدهمین رهبر، به ظهور تو وعده داده اند.
رسالت ناتمام همه انبیاء در انتظار توست تا آنها را به اتمام رسانی.
برچکاد البرز، نام تو رقم خورده است و برپیشانی کعبه نشان تو.
ای از تبار پاکان،
نه ما چشم به راهیم که افق چشم به راه توست.
ای خورشید بی غروب،
از پس ابرها، انتظار را به پایان رسان .....
 
روزگار امامت امام مهدی علیه السلام چگونه آغاز شد؟

در سال 260 هجری معتصم عباسی امام حسن عسگری علیه السلام را بوسیله زهر شهید کرد و سپس درصدد یافتن فرزند آن حضرت برآمد تا او را از میان بردارد و به خیال خود دنباله امامت را نیست و نابود گرداند. پس خلیفه عده‌ای را به خانه آن حضرت فرستاد تا خانه و اتاقها را بازرسی کنند، و هر آنچه که در خانه است مهر نمایند و نشان فرزند آن حضرت را بجویند.
امام زمان علیه السلام را عمویی بودکه جعفر نام داشت و ادعا می‌کرد که امامت پس از برادرش امام حسن عسگری علیه السلام حق اوست. بنابر همین ادعای باطل وی مردم را به خود می‌خواند و حتی در راه رسیدن به مقصود خویش به قدرت‌های ستمگر نیز متوسل می‌شد. جعفر خود نیز می‌دانست از شایستگی‌های کافی برای امامت بی بهره است و دیری نپائید که از این ادعای دروغین خود دست برداشت و به راه صواب بازگشت و امامت حضرت حجت علیه السلام را پذیرفت از این رو نزد شیعیان که او را جعفر کذاب نامیده بودند ،ملقب به جعفر تواب شد.

غیبت صغری

پس از آنکه پیشوایان هدایت، طی گذشت دو قرن و نیم از عمر رسالت پس از پیامبر صلی الله  علیه و آله و سلم احکام و شرایع دین را تبیین کرده بودند، خداوند برای ولی الله اعظم حضرت حجه ابن الحسن علیه السلام غیبت صغری را مقدر فرمود. این غیبت از سال 260 هجری قمري تا سال 329 هجری قمري به طول انجامید که حدود 70 سال می‌شود. در طی این مدت، پل ارتباطی میان امام و شیعیان 4 تن از نواب حضرت بودند:
1- ابو عمرو عثمان بن سعید وی وکیل امام حسن عسکری علیه السلام بود و پس از درگذشت آن حضرت نایب امام حجت علیه السلام گردید.
2- پس از وفات عثمان در سال 266 هجری قمري امام زمان علیه السلام فرزند وی ابو جعفر محمدبن عثمان را نایب خویش قرار داد. مدت این نیابت 38 سال بود.
3- پس از محمدبن عثمان، حسین بن روح به نیابت رسید. او برای مدت 22 سال از جانب امام بعنوان مرجع شیعیان عمل می‌کرد.
4- پس از مرگ حسین بن روح، امام علیه السلام علی بن محمد سمری را به عنوان جانشین او تعیین کردند. علی بن محمد سه سال در این منصب باقی ماند و چون وفاتش نزدیک شدحضرت به وی آگهی داد که پس از وفات او دوره غیبت صغری به پایان می‌رسد و از آن پس غیبت کبری آغاز خواهد گردید.

انتظار فرج یا آرزوی شور آفرین

یکی از برجسته ترین سنت‌های الهی که خداوند به آن وعده داده است پیروزی حق و راندن باطل است:
وقل جاء الحق و زهق الباطل ان الباطل کان زهوقا (سوره اسرا 181)
حال باید ببینیم که چطور و چگونه بشریت بدین آرمان فطری و مشروع تحقق خواهد بخشید؟ آیا ممکن است بشر به گونه ای معمولی تکامل یابد تا به این درجه والا برسد؟ کارخانه‌های اسلحه سازی، سلاح‌های اتمی و شیمیایی و توطئه‌های مستکبران برضد مستضعفان و عقب نشینی آشکار بشریت از میدان‌های فضیلت و هدایت و فروافتادن در پرتگاه فساد و تجاوز و ستمگری دلیلی آشکار است  بر اینکه راه تحقق اهداف و آرمان‌های انسان همان رحمت خداست و این رحمت تنها در سایه ظهور حجه الله الاعظم ارواحنا فداه متجلی خواهد شد. ایمان بدین حقیقت راست، در دلهای مؤمنان شعله‌ای جاوید از امید برمی‌افروزد و به مثابه نیروی محرکه انسان محسوب می‌شود و با شاخصه "سعی و تلاش" محقق خواهد گردید. و به همین دلیل در حدیث نبوی آمده است:
" برترین کارهای امت من انتظار فرج است"

امام مهدی علیه السلام در آیات و روایات:

ظهور عزیز علیه السلام و بازگشت عیسی علیه السلام و رجعت بهرام در ادیان یهودی و مسیحی و زردشتی با ظهور خاتم اوصیاء حضرت حجت علیه السلام تحقق خواهد یافت. تفسیر 50 آیه قرآن و دهها حدیث از پیامبر صلی الله  علیه و آله و سلم و صدها روایت نقل شده از اهل بیت علیهم السلام همه با ظهور آن حضرت صورت تمام به خود می‌گیرد. بیش از 657 حدیث درباره حضرت مهدی علیه السلام به تواتر نقل شده است. ]تفصیل این احادیث را در بحار الانوار جلد 51 تا 53 و در منتخب الاثر ص 31 تا 60 می‌توانید یافت[.درباره ظهور آن حضرت، دانشمندان اهل سنت بیش از 144 کتاب نوشته اند. ]نام این مؤلفان در کتاب الامام المهدی ص 299 تا 318 آمده است [.

نشانه‌های ظهور

نشانه‌های پیش از ظهور: فراگیر شدن فساد و ستم در تمام زمین و گسترش فحشا و گردنکشی و دگرگونی‌های آسمانی و قحطی شدید و جنگهای خونین که دو سوم از ساکنان روی زمین را در کام خود فرو می‌برد و ظهور کسی که دجال خوانده می‌شود و مردم را به باطل دعوت می‌کند و آنها نیز برگرد وی جمع می‌شوند. و بالاخره ادعای بعضی که می‌گویند او مصلح اکبر است . سپس ناکامی او در متحقق ساختن مدعایش.
رسول خدا صلی الله علیه وسلم فرمود: " مهدی از ماست، هنگامی که هرج و مرج دنیا را فرا گیرد و فتنه‌ها آشکار گردند و راهها ناامن شوند و برخی از مردم به برخی دیگر هجوم برند. پس بزرگ به کوچک رحم نکند و کوچک بزرگ را احترام نکند در این هنگام خداوند مهدی ما را مبعوث فرماید او نهمین فرد از فرزندان حسین است. دژهای ضلالت و دلهای بیخبر را بگشاید، در آخرالزمان به کار دین پردازد چنانکه من در اول الزمان بدان پرداختم، زمین را از عدل و داد پر کند ،چنانچه از ظلم و بیداد پر شده باشد. از ابوعبدالله امام صادق علیه السلام نقل است که فرمود: پیش از قیام قائم علیه السلام پنج نشانه باشد: یمانی، سفیانی، منادی که از آسمان ندا می‌دهد، خسف در بیداء و کشته شدن نفس زکیه.
امام زمان عجل الله تعالی فرجه در میان سجده کنندگان است و شبها را با تهجد برای خدا زنده نگاه می‌دارد روزها را به عبادت و تسلیم در برابر پروردگار جهانیان سپری می‌کند. او منتظر فرارسیدن لحظه یاری است، تا زمانی که خداوند به او اجازه فرج دهد. آن حضرت نیز همانند دیگر مؤمنان از خداوند فرج نزدیک را خواستار است. و در نتیجه به برترین اعمال آل محمد صلی الله  علیه و آله و سلم یعنی انتظار فرج مشغول است.
ایشان از آبرویی خاص در پیشگاه خداوند برخوردارند. پس حاجتهای خود را فراروی خویش قرار دهیم و با توسل به او از پروردگارمان بخواهیم که این اندوه  رنجیده ما را بزداید.
بیائید او را به هنگام شدت یافتن دشواری بخوانیم و پروردگارمان را به به بنده صالحش که برای نصرت بندگان مستضعف خود او را ذخیره داشته، سوگند دهیم تا عذاب را از ما بردارد.
بیائید خدا را بخوانیم و با جدیت از او بخواهیم که سیمای تابانش را به ما بنامایاند و ما را درجرگه یاران و یاورانش قرار دهد.
 
معرفت امام عصر علیه السلام

یک چشم زدن غافل از آن ماه نباشیم
شاید که نگاهی کند آگاه نباشیم
سخن در باب شناخت و معرفت امام زمان علیه السلام است. معرفتی که آنقدر اهمیت و اعتبار دارد که پیامبرصلی الله  علیه و آله و سلم در این رابطه فرمودند:
1) "هرکس بمیرد در حالی که امام زمانش را نشناخته باشد به مرگ جاهلیت مرده است (اصول کافی، ج2، ص 208، حدیث)". لذا لازم و ضروری است که هر انسانی در حد توان و دانش خویش این معرفت و شناخت را گسترش داده و بتواند با عنایت به احادیث و روایات و آیات قرآن بینشی صحیح در رابطه با امام زمان علیه السلام بدست آورد. با نگرش به آیات قرآن و احادیث مربوط به بحث معرفت امام زمان علیه السلام می‌توان معرفت امام را به دو بخش کلی تقسیم نمود:
1) دانستنی‌ها یا (معرفت نظری)
2) ایمان و باور قلبی (معرفت عملی)
در رابطه با دانستنی‌ها یا معرفت نظری نکته قابل توجه در این زمینه این است که معرفت نظری به طور تنها و بدون ایمان و باور قلبی به هیچ وجه کافی نیست. زیرا چه بسا افرادی که شناخت و آگاهی نظری از امام زمان علیه السلام را در سطحی وسیع دارا هستند لیکن هیچگونه ایمان و باوری به او نداشته حتی در پاره‌ای موارد منکر وی نیز می‌باشند.
معتقدین به امام زمان علیه السلام وظیفه دارند با آموختن مطالب مربوط به آن حضرت و عمل به آموخته‌ها با رعایت تقوی و پاکدامنی در این مسیر هرچه پیشتر روند و با دوبال علم وعمل در آسمان ولایت آن امام به پرواز در آیند تا به سان مؤمنین راستین و منتظران حقیقی اویند از مردمان هر زمانی برترند زیرا که خداوند تبارک و تعالی به ایشان چنان عقل و خردی عطا فرموده که غیبت در نزد ایشان به سان ظهور آشکار است (کمال الدین شیخ صدوق، باب 3، حدیث 2)."
برای پرداختن به معرفت قلبی یا ایمان و باور قلبی به وجود مقدس امام زمان علیه السلام توجه به این امر مهم ضروري است که معنای صحیح غیبت چیست؟
باید دانست که غیبت امام زمان علیه السلام هرگز بدین معنی نیست که ایشان در روی این زمین و در میان مردم حاضر نبوده و از احوال و اعمال آنها بی اطلاع است، بلکه حضرت مانند سایر مردم روی همین زمین زندگی می‌کند و از اعمال و رفتار و احوال ایشان کاملا" مطلع و آگاه است.
امیرالمؤمنین علیه السلام دراین زمینه می‌فرمایند:
"قسم به پروردگار علی! هنگام غیبت که مردمان دچار گمان‌های باطل شده اند، حجت خدا در میان آنهاست و در کوچه و بازار آنها گام برمی‌دارد و بر خانه‌های ایشان وارد می‌شود و در شرق و غرب جهان به سیاحت می‌پردازد، گفتار ایشان رامی‌شنود و به اجتماعات آنها وارد گشته به ایشان سلام می‌نماید.( روزگار رهایی(کامل سلیمان-مترجم: علی اکبرمهدی پور)ج 2- بخش 5 به نقل از غیبت نعمانی ص 73)"
و امام صادق علیه السلام می‌فرمایند:
"صاحب این امر در بین مردم رفت و آمد می‌کند در بازارهایشان راه می‌رود و بر فرش‌هایشان قدم می‌گذارد (بحارالانوار(علامه مجلسی)ج52 ص 154)".
و نیز خود حضرت در این زمینه می‌فرماید: " ما از اوضاع و احوال شما کاملا" با خبر هستیم و کوچکترین چیزی از اخبارتان از ما پوشیده نیست ... ما در مراعات حال شما کوتاهی نمی‌کنیم و یاد شما را هیچگاه از خاطر نمی‌بریم(بحارالانوار.ج53،ص 174، از توقیع آن حضرت به شیخ مفید)".
احادیث در این زمینه بسیار فراوان است و به همین خاطر بسنده می‌کنیم.
نکته دوم اینکه غیبت وپنهان زیستی امام زمان علیه السلام به هیچ وجه مانع بهره وری و استفاده شیعیان از آن وجود بزرگوار نمی‌باشد. رسول گرامی اسلام صلی الله  علیه و آله و سلم فرمودند:
"قسم به آنكه مرا به پیامبری برانگیخت مردمان در زمان غیبت او همانطوری که از خورشید پشت ابر بهره می‌گیرند از نور ولایتش روشنی گرفته و از وجودش منتفع می‌شوند.( بحارالانوار –ج52،ص 93)"
با توجه به این تعلیم ارزشمند نبوی، وظیفه ما به دست آوردن راههای بهره وری و طلب نور می‌باشد. ایجاد پیوند معنوی و عرض ارادت و مودت به آستان قدس آن حضرت به هر نحو صحیح موجب می‌شود تا مفهوم بهره وری از خورشید پشت ابر را به طور روشن تری دریافت کنیم.
از راه‌های جلب توجه و عنایت بیشتر امام عصر علیه السلام با توجه به بیانات دانشمندان شیعه در این باره(به کتابهای "پیوندمعنوی با ساحت قدس مهدوی" تکالیف41،43،47،48، کتاب مکیال المکارم ج2، آفاق انتظار (نشرآفاق)، خطابه سوم ومعروف امام عصرعلیه السلام (سید محمد بنی هاشمی) از ص 219 به بعد مراجعه شود.) مي توان به اين موارد اشاره داشت:
1- مقدم داشتن آن حضرت در تمامی دعاها
2- انجام اعمال مستحبی به نیابت از جانب وی (مانند نمازهای مستحبی، زیارت مشاهد ائمه علیه السلام و قرائت قرآن).
3-دستگیری از ضعفای شیعه
4-دادن صدقه برای سلامتی او و شیعیانش
5-دعای بر تعجیل فرج
6-قصد جدی برای یاری امام زمان علیه السلام در زمان ظهور
7-و از همه مهم تر انتظار فرج
و بطور خلاصه همان طوری که آن حضرت خود در توقیعی به شیخ مفید فرموده اند:
" پس هرکس از شما باید بدانچه او را به محبت و دوستی ما نزدیک می کند عمل کرده، از آنچه موجب ناراحتی و نارضایتی ما می‌شود دوری واجتناب نماید." (بحار الانوار، ج53، ص 176).
از دیگر راههای مهم بهره وری و انتفاع از امام زمان علیه السلام توسل و استمداد در تمامی ‌امور کوچک و بزرگ مادی و معنوی به آن وجود مقدس است.
به القاب و اسامی آن حضرت که از متون زیارتی ایشان از کتاب مفاتیح الجنان انتخاب شده توجه نمایید:
سفینة النجاة (کشتی نجات) ، علم الهدی (پرچم هدایت)، هادی (هدایتگر)، معدن العلوم النبویه (گنجینه دانش‌های نبوی)، الرحمة الواسعه (رحمت فراگیر)، کاشف البلوی (برطرف کننده بلاها) مفرج الکرب (گشاینده گرفتاری)، ولی الناصح (دوست و سرپرست خیرخواه) و ....
با دقت در معانی این اسامی به روشنی درمی‌یابیم که هرکدام از آنها نمایانگر کمالی از کمالات وجودی آن حضرت و فقر و نیازی از نیازهای ماست. غیبت امام زمان علیه السلام هیچگاه مانع ازبهره وری او در راستای امور فوق، در جهت برطرف کردن فقر ونیاز ما شیعیان نخواهد بود و آن حضرت در دوران غیبت همواره به برطرف کردن حوایج شیعیان در رابطه با این امور می‌پردازند.
بنابراین: " ... غیبت حجت خدا، غیبت کلی نیست بلکه این غیبت غیبتی جزیی است یعنی غیبت در شأنی از شؤون ولایت و آن شأن معاشرت با مردم و هدایت مستقیم اجتماع بشری و تشکیل حکومت حقه است و حضرتش در دیگر شؤون حاضر است و نافذ و فعال"( خورشید مغرب (محمدرضا حکیمی) ص 184).
آری آن امام رئوف و مهربان که از احوال شیعیان کاملا" آگاه است و نسبت به ایشان مشفق و دلسوز، اگر گرفتاری و حاجتمندی او را از عمق جان بخواند و به او متوسل شود با دست گره گشایش، گره از کار او خواهد گشود زیرا که او الرحمة الواسعه (رحمت فراگیر)، غیاث المضطر المستکین (فریاد رس افراد درمانده و بیچاره)، کاشف البلوی (برطرف کننده بلاها) و مفرج الکرب (گشاینده گرفتاری) است.
برای آن که ایمان و باور ما نسبت به این کمال وجودی امام زمان علیه السلام هرچه بیشتر شود باید عملا" در این راه قدم بگذاریم و در مشکلات کوچک و بزرگ مادی و معنوی به صاحب و مولای خود حضرت بقیه الله علیه السلام متوسل شویم تا مزه شیرین لطف و عنایت حضرت را با تمام وجود احساس نماییم.
از دیگر موارد بسیار مهمی که همگی شیعیان باید در آن مورد دست توسل به دامان امام زمان علیه السلام بزنند موضوع حفظ دین و باقی ماندن در مسیر صراط مستقیم است که در ایام غیبت به راستی دینداری سخت تر از نگاه داشتن پاره ای آتش در کف دست می‌باشد.
همچنین حل مشکلات علم و دین و پی بردن به معارف اصیل اسلامی و شیعی در غوغای پر سر و صدای حکایت و نظریات که به راستی انسان را دچار تحیر و سرگردانی می‌کند تنها با توسل و استمداد از او که کشتی نجات و پرچم هدایت و معدن علم نبوی است ممکن و میسر می‌گردد ( برای نمونه به کتاب ملاقات و وصایا (سیدجمال الدین حجازی) ص 153 به بعد و شرح و حال میرزا مهدی اصفهانی مطالعه شود).
و چون امام زمان علیه السلام ناظر کردارهاست مردم معتقد، از گناه و خلافکاری چشم می‌پوشند و راه صلاح و تقوی در پیش می‌گیرند و ظرف وجود خود را آماده پذیرش توجهات امام زمان علیه السلام می‌نمایند و هرچه بیشتر در انجام اعمالی که آنها را به حضرتش نزدیک تر می‌کند مي كوشند و از کارهایی که آنها را از او دور می‌نماید پرهیز می‌نمایند.
آری برای شیعه معتقد به امام زمان علیه السلام از روز روشن تر است که وجود امام زمانش برای او فوائد بی شمار دارد واصلا" هر نعمتی که او از آن برخوردار است به یمن وجود آن حضرت و برکت توجه ایشان می‌باشد. لیکن سؤالی که هر شیعه امام زمان علیه السلام باید همواره از خود بپرسد این است که: 
" من برای امام زمانم چه فایده‌ای دارم؟...."
 
یاری امام عصر علیه السلام

1) یاری قلبی امام عصر علیه السلام همان فهم و درک عمیق دینی و بصیرت قلبی و معرفت صحیح است. هنگامی‌که با قلب خویش یاور امام زمانت باشی، تمام اعمال تو مناسب با محبت قلبی ات، روح و ارزش پیدا می‌کند. پس لازم است هر کسی بخشی از ساعات زندگی خویش را به تفقه و بصیرت در دین اختصاص دهد.
2) یاری زبانی امام عصر علیه السلام، تبلیغ به شیوه درست و متناسب با زبان قابل فهم مردم هر زمان است. یاور امام عصر علیه السلام در این رتبه با دفاع از حریم امام زمان خویش و پاسداری از اصول مکتب، به جنگ بادشمنان دین خدا می‌رود و آنها را مغلوب می‌کند. هشام بن حکم در این زمینه مهارتی ویژه داشت.
3) یاری امام عصر علیه السلام در عمل بالاترین درجه یاری ایشان است. که در کلام امام معصوم به "ناصرُنا بِیَده" تعبیر شده است.
دست وسیله اِعمال قدرت انسان است و در این کلام منظور یک عضو خاص بدن نیست بلکه هر امکان عملی که دراختیار انسان قرار دارد و می‌تواند آن امکانات را برای خشنودی امام زمانش به کارگیرد موردنظر است. محب امام عصر علیه السلام با مال و جان و قلم و زبان و عمل و رفتار به حمایت ازامام خویش برمی‌خیزد و در این راه استقامتی بی نظیر دارد. مهمترین شکل یاری امام عصر علیه السلام اینست که انسان در خلق و خو و رفتارهای مردمی‌ و اجتماعی هرچه بیشتر به رنگ اسوه‌های حسنه درآید و بتواند باعمل خویش مردم را به سوی دین خدا جذب کند. برای این مدل یاری رسانی محب باید از حب ذات گذر نماید و مانند سلمان ایثار کند. سلمان خواسته دل علی علیه السلام در امور مباح و مستحب و شرعی را برخواسته دل خودش ترجیح می‌داد.
وقتی از حب نفس گذر کنی و حب دنیا را زیر پا بگذاری آنوقت به آسانی همه هستی خود را در راه محبوب هدیه خواهی کرد و لبخند رضایت او را بر تمام امکانات دنیای و لذات نفسانی ترجیح می‌دهی. در این مرحله تو آنگونه فکر می‌کنی که مولایت می‌پسندد و آنگونه عمل خواهی کرد که مقتدای محبوبت دوست می‌دارد. در این رتبه تو یار مظلومان و پناه محرومان هستی و با همه امکانات خویش برای گشایش و فرج در امور بندگان خدا حرکت می‌کنی و چون در دریای معرفت و محبت مقتدای خویش به سر  می‌بری به تبع مولایت روحیه خستگی ناپذیر خواهد داشت و مشکلات و گرفتاری‌های بندگان خدا را مانند نعمت‌های الهی دانسته و برای حل این مشکلات از همه توان خویش کمک می‌طلبی و نگاه مهربان و تبسم صمیمی مقتدایت را در تمام این لحظات با چشم بصیرت می‌بینی و لذتی را بالاتر از این لذت نمی‌یابی و در آن لحظه‌ها برای ظهورش دعا می‌کنی زیرا که دعای محب برای محبوب ارزشمندترین هدیه است.