حجت حق
من كيم حجت حق آينه‏ ى ذوالمننم
من كيم وجه خدا ماه زمين و ز منم
من كيم شمع فروزنده هر انجمنم
من كيم چشم و چراغ نبى ماتمنم
من كيم فاطمه را باغ گل ياسمنم
من كريم دو جهان يوسف زهرا حسنم
من كيم نخل اميد نبوى را ثمرم
من كيم بحر كمال علوى را گوهرم
من كيم فاطمه را ميوه ‏ى قلبم، پسرم
من كيم آنكه ز وصف همگان خوبترم
من كيم آنكه نبى بوسه زند بر دهنم
من كريم دو جهان يوسف زهرا حسنم
من كيم آنكه سر دوش نبى جاى من است
جلوه ‏ى حسن و خدا در رخ زيباى من است
سرمه‏ ى چشم ملك خاك كف پاى من است
دست تقدير خدا دست تواناى من است
هست چون شير خدا بازوى خيبر شكنم
من كريم دو جهان يوسف زهرا حسنم
مصطفى عاشق سرو قد و بالاى من است
جاودان دين حق از همت بالاى من است
آفرينش همه جا غرق تجلاى من است
روح اين روزه‏ ى سى روزه تولاى من است
حج منم، سعى منم، قبله منم، كعبه منم
من كريم دو جهان يوسف زهرا حسنم
مظهر حسن خدا، عز و جل كيست منم
معنى حى على خير العمل كيست منم
سيد و سرور و مولاى ملل كيست منم
فاتح وصف شكن جنگ جمل كيست منم
كرده اعجاز على بازوى دشمن شكنم
من كريم دو جهان يوسف زهرا حسنم
حلم من دين خدا را به خدا احيا كرد
صبر من فتنه گران راهمه جا رسوا كرد
آه من تيره شد و بر دل دشمن جا كرد
صلح من مشت معاويه‏ى دون را وا كرد
حق همين بود كه خود واقف سّر و علمم
من كريم دو جهان يوسف زهرا حسنم
من كه در دايره‏ى صبر امامت كردم
من كه در پاسخ دشنام كرامت كردم
در وطن نيز غريبانه اقامت كردم
همه ديدندكه با صبر قيامت كردم
بشنويد از لب »ميثم« كه غريب وطنم
من كريم دو جهان يوسف زهرا حسنم